unideal

[ایالات متحده]/ʌnˈaɪdɪəl/
[بریتانیا]/ʌnˈaɪdiəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر ایده‌آل; ناقص

عبارات و ترکیب‌ها

unideal situation

شرایط نامطلوب

unideal conditions

شرایط نامطلوب

unideal choice

انتخاب نامطلوب

unideal outcome

نتیجه نامطلوب

unideal scenario

سناریوی نامطلوب

unideal environment

محیط نامطلوب

unideal timing

زمان‌بندی نامطلوب

unideal arrangement

چیدمان نامطلوب

unideal placement

قرارگیری نامطلوب

unideal relationship

رابطه نامطلوب

جملات نمونه

his unideal situation made it difficult to focus on his studies.

شرایط نامطلوب او باعث شد تمرکز روی تحصیلاتش را از دست بدهد.

they had to work with an unideal team dynamic.

آنها مجبور شدند با یک پویایی تیمی نامطلوب کار کنند.

living in an unideal environment can affect your mental health.

زندگی در یک محیط نامطلوب می تواند بر سلامت روان شما تأثیر بگذارد.

the unideal weather conditions forced us to cancel the event.

شرایط آب و هوای نامطلوب باعث شد مجبور شویم رویداد را لغو کنیم.

she expressed her concerns about the unideal working hours.

او نگرانی خود را در مورد ساعات کاری نامطلوب ابراز کرد.

finding a solution in such an unideal situation is challenging.

پیدا کردن راه حلی در چنین شرایط نامطلوبی چالش برانگیز است.

his unideal choice of words led to misunderstandings.

انتخاب نامناسب کلمات او منجر به سوء تفاهم شد.

we need to address the unideal conditions in our project.

ما باید شرایط نامطلوب را در پروژه خود رسیدگی کنیم.

she felt trapped in an unideal relationship.

او احساس کرد در یک رابطه نامطلوب به دام افتاده است.

the unideal outcome of the negotiations surprised everyone.

نتیجه نامطلوب مذاکرات همه را غافلگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید