uninflamed

[ایالات متحده]/[ʌnˈɪnflaɪmd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈɪnflaɪmd]/

ترجمه

adj. خفیف؛ بدون التهاب؛ بدون خاصیت التهابی؛ آرام؛ بدون اضطراب.

عبارات و ترکیب‌ها

uninflamed skin

پوست التهاب نکرده

keeping uninflamed

حفظ حالت التهاب نکرده

uninflamed tissue

بافت التهاب نکرده

remained uninflamed

حالت التهاب نکرده ماند

uninflamed area

منطقه التهاب نکرده

completely uninflamed

کاملاً التهاب نکرده

uninflamed state

حالت التهاب نکرده

uninflamed gums

لثه التهاب نکرده

now uninflamed

اکنون التهاب نکرده

uninflamed eyes

چشمان التهاب نکرده

جملات نمونه

the patient's skin remained uninflamed after the treatment.

پوست بیمار پس از درمان التهاب نداشت.

his eyes were uninflamed, showing no signs of irritation.

چشمان او التهاب نداشتند و هیچ نشانه‌ای از تحریک نشان نمی‌دادند.

the wound was uninflamed and healing nicely.

جراحی التهاب نداشت و به خوبی در حال بهبود بود.

after applying the cream, the area remained uninflamed.

پس از اعمال کرم، منطقه التهاب نماند.

the doctor confirmed the tissue was uninflamed.

پزشک تأیید کرد که بافت التهاب ندارد.

the rash was initially mild but remained uninflamed.

بثور اولیه خفیف بود اما التهاب نمی‌زد.

the surgical site was thankfully uninflamed.

محل جراحی خوشبختانه التهاب نداشت.

the membrane appeared uninflamed under the microscope.

در میکروسکوپ، غشای التهاب نمی‌زد.

the gums were healthy and uninflamed.

لثه‌ها سالم و بدون التهاب بود.

the biopsy results showed the tissue was uninflamed.

نتایج بیopsی نشان داد که بافت التهاب ندارد.

despite the injury, his knee remained uninflamed.

در اثر آسیب، ران او التهاب نماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید