uninstructs

[ایالات متحده]/[ʌnɪnˈstrʌkt]/
[بریتانیا]/[ʌnɪnˈstrʌkt]/

ترجمه

v. ناکام شدن در آموزش؛ عدم راهنمایی دادن؛ ارائه دادن آموزش ناکافی یا ابهام‌برانگیز.

جملات نمونه

the software uninstructs users on how to troubleshoot the error.

نرم‌افزار کاربران را در مورد رفع اشکال خطا آموزش نمی‌دهد.

the manager uninstructs the team to avoid unnecessary meetings.

مدیر به تیم دستور نمی‌دهد تا جلسات غیرضروری را اجتناب کنند.

the manual uninstructs you on the proper maintenance procedures.

دستورالعمل به شما در مورد روش‌های نگهداری مناسب آموزش نمی‌دهد.

the system uninstructs the user on the next steps to take.

سیستم به کاربر در مورد گام‌های بعدی آموزش نمی‌دهد.

the guide uninstructs visitors on where to find the restrooms.

راهنمایی به بازدیدکنندگان در مورد جایی که به توالت‌ها می‌رسند آموزش نمی‌دهد.

the application uninstructs the user on data backup options.

اپلیکیشن به کاربر در مورد گزینه‌های پشتیبانی داده‌ها آموزش نمی‌دهد.

the instructions uninstruct you on how to reset the password.

دستورالعمل‌ها به شما در مورد نحوه بازنشانی رمز عبور آموزش نمی‌دهند.

the website uninstructs customers on return policies.

وب‌سایت به مشتریان در مورد سیاست‌های بازگشت کالا آموزش نمی‌دهد.

the teacher uninstructs students on the assignment deadline.

معلم به دانش‌آموزان در مورد مهلت تکلیف آموزش نمی‌دهد.

the robot uninstructs the operator on safety protocols.

ربات به اپراتور در مورد پروتکل‌های ایمنی آموزش نمی‌دهد.

the program uninstructs the user on installation requirements.

برنامه به کاربر در مورد نیازهای نصب آموزش نمی‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید