univocal

[ایالات متحده]/ˌjuːnɪˈvəʊkəl/
[بریتانیا]/ˌjuːnɪˈvoʊkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک معنی واضح و مشخص

عبارات و ترکیب‌ها

univocal meaning

معنای یک‌جهته

univocal interpretation

تفسیر یک‌جهته

univocal response

پاسخ یک‌جهته

univocal expression

بیان یک‌جهته

univocal statement

اظهارات یک‌جهته

univocal conclusion

نتیجه‌گیری یک‌جهته

univocal definition

تعریف یک‌جهته

univocal concept

مفهوم یک‌جهته

univocal standard

استاندارد یک‌جهته

univocal principle

اصل یک‌جهته

جملات نمونه

the term 'univocal' is often used in philosophy.

معنای واحد، اصطلاحی است که اغلب در فلسفه استفاده می‌شود.

in mathematics, a univocal function has a unique output for every input.

در ریاضیات، یک تابع یک‌وجهی دارای یک خروجی منحصر به فرد برای هر ورودی است.

we need a univocal definition to avoid confusion.

ما به یک تعریف یک‌وجهی برای جلوگیری از سردرگمی نیاز داریم.

the univocal nature of the law ensures fairness.

طبیعت یک‌وجهی قانون، انصاف را تضمین می‌کند.

her instructions were univocal and easy to follow.

دستورالعمل‌های او یک‌وجهی و آسان برای دنبال کردن بودند.

in linguistics, a univocal word has a single meaning.

در زبان‌شناسی، یک کلمه یک‌وجهی دارای یک معنی واحد است.

the committee reached a univocal agreement on the proposal.

کمیته بر سر پیشنهاد به یک توافق یک‌وجهی رسید.

univocal communication is essential in a team environment.

ارتباط یک‌وجهی در یک محیط تیمی ضروری است.

his univocal stance on the issue impressed everyone.

موضع یک‌وجهی او در مورد این موضوع همه را تحت تأثیر قرار داد.

the univocal message of the campaign resonated with the audience.

پیام یک‌وجهی کمپین با مخاطبان همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید