unjustifiable

[ایالات متحده]/ˌʌnˌdʒʌstɪˈfaɪəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnˌdʒʌstɪˈfaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل توجیه یا توضیح; غیر معقول

عبارات و ترکیب‌ها

unjustifiable behavior

رفتار غیرقابل توجیه

unjustifiable accusations

اتهامات غیرقابل توجیه

unjustifiable actions

اقدامات غیرقابل توجیه

unjustifiable treatment

رفتار غیرمنصفانه

جملات نمونه

an unjustifiable restriction on their freedom.

یک محدودیت غیرقابل توجیه بر آزادی آنها.

took an unjustifiable risk.

یک خطر غیرقابل توجیه به خود گرفت.

unjustifiable use of force

استفاده غیرقابل توجیه از زور

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید