unleashing

[ایالات متحده]/ʌnˈliːʃɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈliːʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد کردن احساسات یا نیروها

عبارات و ترکیب‌ها

unleashing potential

آزاد کردن پتانسیل

unleashing creativity

آزاد کردن خلاقیت

unleashing power

آزاد کردن قدرت

unleashing innovation

آزاد کردن نوآوری

unleashing energy

آزاد کردن انرژی

unleashing change

آزاد کردن تغییر

unleashing growth

آزاد کردن رشد

unleashing talent

آزاد کردن استعداد

unleashing success

آزاد کردن موفقیت

جملات نمونه

unleashing your creativity can lead to amazing results.

آزادسازی خلاقیت شما می تواند منجر به نتایج شگفت انگیزی شود.

the new policy is aimed at unleashing economic growth.

سیاست جدید با هدف آزادسازی رشد اقتصادی است.

unleashing potential in students requires innovative teaching methods.

آزادسازی پتانسیل در دانش آموزان نیاز به روش های تدریس نوآورانه دارد.

she believes in unleashing the power of teamwork.

او به این باور دارد که قدرت کار گروهی را آزاد کند.

unleashing the spirit of adventure can change your life.

آزادسازی روح ماجراجویی می تواند زندگی شما را تغییر دهد.

unleashing new technologies can improve efficiency.

آزادسازی فناوری های جدید می تواند کارایی را بهبود بخشد.

unleashing your inner strength is key to overcoming challenges.

آزادسازی قدرت درونی شما کلید غلبه بر چالش ها است.

unleashing the full potential of the team is essential for success.

آزادسازی کامل پتانسیل تیم برای موفقیت ضروری است.

they are focused on unleashing innovative solutions for the market.

آنها بر ارائه راه حل های نوآورانه برای بازار تمرکز دارند.

unleashing your passion can lead to a fulfilling career.

آزادسازی اشتیاق شما می تواند منجر به شغلی رضایت بخش شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید