unraised eyebrows
ابروهای بالا نیامده
unraised questions
سوالات مطرح نشده
unraised issues
مسائل مطرح نشده
unraised hands
دستهای بالا نیامده
unraised voice
صدای بالا نیامده
unraised stakes
اهرمهای بالا نیامده
unraised concerns
نگرانیهای مطرح نشده
unraised flags
پرچمهای بالا نیامده
unraised expectations
انتظارات مطرح نشده
unraised barriers
مانعهای مطرح نشده
her unraised hand caught everyone's attention.
دستهای بالا نرسیده او توجه همه را جلب کرد.
the unraised flag symbolized peace.
پرچم بالا نرسیده نماد صلح بود.
he spoke with an unraised voice during the meeting.
او با صدایی آرام در طول جلسه صحبت کرد.
they kept their unraised eyebrows in disbelief.
آنها با ناباوری ابروهای خود را بالا نگه داشتند.
the unraised issue was finally addressed.
مسئله بالا نرسیده بالاخره مورد رسیدگی قرار گرفت.
she made an unraised gesture to indicate her agreement.
او برای نشان دادن موافقت خود یک حرکت آرام انجام داد.
his unraised expectations led to a pleasant surprise.
انتظارات او که بالا نرفته بود، منجر به یک غافلگیری خوشایند شد.
the unraised concerns were noted by the committee.
نگرانیهای بالا نرسیده توسط کمیته مورد توجه قرار گرفت.
she maintained an unraised posture during the presentation.
او در طول ارائه، وضعیتی آرام حفظ کرد.
the unraised questions lingered in the air.
سوالات بالا نرسیده در هوا باقی ماندند.
unraised eyebrows
ابروهای بالا نیامده
unraised questions
سوالات مطرح نشده
unraised issues
مسائل مطرح نشده
unraised hands
دستهای بالا نیامده
unraised voice
صدای بالا نیامده
unraised stakes
اهرمهای بالا نیامده
unraised concerns
نگرانیهای مطرح نشده
unraised flags
پرچمهای بالا نیامده
unraised expectations
انتظارات مطرح نشده
unraised barriers
مانعهای مطرح نشده
her unraised hand caught everyone's attention.
دستهای بالا نرسیده او توجه همه را جلب کرد.
the unraised flag symbolized peace.
پرچم بالا نرسیده نماد صلح بود.
he spoke with an unraised voice during the meeting.
او با صدایی آرام در طول جلسه صحبت کرد.
they kept their unraised eyebrows in disbelief.
آنها با ناباوری ابروهای خود را بالا نگه داشتند.
the unraised issue was finally addressed.
مسئله بالا نرسیده بالاخره مورد رسیدگی قرار گرفت.
she made an unraised gesture to indicate her agreement.
او برای نشان دادن موافقت خود یک حرکت آرام انجام داد.
his unraised expectations led to a pleasant surprise.
انتظارات او که بالا نرفته بود، منجر به یک غافلگیری خوشایند شد.
the unraised concerns were noted by the committee.
نگرانیهای بالا نرسیده توسط کمیته مورد توجه قرار گرفت.
she maintained an unraised posture during the presentation.
او در طول ارائه، وضعیتی آرام حفظ کرد.
the unraised questions lingered in the air.
سوالات بالا نرسیده در هوا باقی ماندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید