unlettered

[ایالات متحده]/ʌn'letəd/
[بریتانیا]/ʌn'lɛtɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌سواد; ناتوان در خواندن یا نوشتن

جملات نمونه

exhibited contempt for his unlettered colleagues.

او تحقیر نسبت به همکاران بی‌سواد خود نشان داد.

There is not among them an esquire, saving the unlettered magistrate.

در میان آنها هیچ‌کس وجود ندارد که عنوان اسکوایر داشته باشد، مگر قاضی بی‌سواد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید