literate

[ایالات متحده]/ˈlɪtərət/
[بریتانیا]/ˈlɪtərət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحصیل‌کرده؛ آشنا به ادبیات
n. دانشمند
Word Forms
جمعliterates

جملات نمونه

musically illiterate.See Usage Note at literate

بی‌سواد موسیقی. برای اطلاعات بیشتر به بخش "نکات استفاده" در مورد "سواد" مراجعه کنید.

He is the most literate of the whole family.

او باهوش‌ترین فرد در کل خانواده است.

the assumption of radical differences between the mental attributes of literate and non-literate peoples.

فرضیه تفاوت های اساسی بین ویژگی های ذهنی مردم تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده.

The reports of anthropologist's fieldwork also indicate that the facts of nonliterate society defiladed and distorted by literate society need a new cognition.

گزارش‌های کار میدانی انسان‌شناسان نیز نشان می‌دهد که واقعیت‌های جامعه غیرسودانی که توسط جامعه سوده و تحریف شده‌اند، به شناخت جدیدی نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید