unlikelihood

[ایالات متحده]/ˌʌn'laiklihud/
[بریتانیا]/ʌnˈlaɪkliˌhʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غیرمحتمل بودن
Word Forms

جملات نمونه

So, a large number of young audiences embrace the teleplay unlikelihood with high viewing rate wholesale.

بنابراین، تعداد زیادی از مخاطبان جوان، احتمال غیرمحتمل نمایش تلویزیونی را با نرخ تماشای بالا به طور کلی می پذیرند.

the unlikelihood of winning the lottery

احتمال عدم برنده شدن در قرعه کشی

the unlikelihood of success without hard work

احتمال عدم موفقیت بدون تلاش زیاد

the unlikelihood of finding a perfect match

احتمال یافتن یک تطابق کامل

the unlikelihood of reaching consensus

احتمال نرسیدن به اجماع

the unlikelihood of her showing up on time

احتمال دیر رسیدن او

the unlikelihood of him changing his mind

احتمال عدم تغییر نظر او

the unlikelihood of getting a promotion without qualifications

احتمال عدم دریافت ترفیع بدون مدارک

the unlikelihood of passing the exam without studying

احتمال عدم قبولی در امتحان بدون مطالعه

the unlikelihood of winning an argument with strong evidence

احتمال عدم برنده شدن در بحث با مدارک قوی

the unlikelihood of achieving success overnight

احتمال عدم دستیابی به موفقیت یک شبه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید