unmailed

[ایالات متحده]/[ʌnˈmeɪld]/
[بریتانیا]/[ʌnˈmeɪld]/

ترجمه

adj. نرسیده به طریق پست؛ نفرستاده شده؛ نرسیده.

عبارات و ترکیب‌ها

unmailed letter

پستهای نارسیده

an unmailed package

یک بسته نارسیده

still unmailed

هنوز نارسیده

unmailed postcards

کارت‌های پستی نارسیده

leaving unmailed

بی‌ررسیدگی ماندن

found unmailed

نا رسیده یافته شد

unmailed emails

ایمیل‌های نارسیده

unmailed draft

پیش نویس نارسیده

remains unmailed

هنوز نارسیده می‌ماند

unmailed notice

اخطار نارسیده

جملات نمونه

she had a stack of unmailed letters on her desk.

او یک دسته نامه‌های نارسیده روی میزش داشت.

the unmailed postcards sat in a dusty box.

کارت‌های پستی نارسیده در یک جعبه گرد و غباری قرار داشتند.

we found several unmailed invitations in the trash.

ما چند دعوت‌نامه نارسیده را در زباله یافتیم.

the unmailed package was returned to the sender.

بسته‌ای که نرسیده بود به فرستنده بازگردانده شد.

he realized he had several unmailed birthday cards.

او متوجه شد که چند کارت تولد نارسیده دارد.

the unmailed application was unfortunately too late.

درخواست نارسیده ناخوشایندانه زود بود.

there were a few unmailed notices on the bulletin board.

چند اطلاع‌رسان نارسیده روی تابلو اطلاع‌رسانی وجود داشت.

the unmailed check was discovered during a filing review.

چک نارسیده در حین بررسی فایل‌ها کشف شد.

an unmailed ransom note was found in the suspect's car.

یک نامه خیانت‌طلبی نارسیده در ماشین مشکوک پیدا شد.

the unmailed form needed to be sent immediately.

فرم نارسیده باید فورا ارسال می‌شد.

she felt guilty about the unmailed sympathy card.

او به دلیل کارت همدردی نارسیده خود خاطه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید