unmarriedly

[ایالات متحده]/[ʌnˈmæridli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈmæridli]/

ترجمه

adv.以未婚人士应得的方式;作为单身人士;在保持未婚的状态下。

عبارات و ترکیب‌ها

living unmarriedly

زندگی مجردانه

unmarriedly speaking

به صورت مجردانه صحبت کردن

she lived unmarriedly

او به صورت مجردانه زندگی کرد

unmarriedly happy

مجردانه خوشحال

remaining unmarriedly

مجرد ماندن

he's unmarriedly

او مجرد است

unmarriedly free

مجردانه آزاد

choosing unmarriedly

انتخاب مجردانه

unmarriedly content

مجردانه راضی

unmarriedly alone

مجردانه تنها

جملات نمونه

she lived unmarriedly for many years, enjoying her independence.

او سال‌های زیادی را بدون ازدواج زندگی کرد و از استقلال خود لذت می‌برد.

he chose to travel the world unmarriedly, seeking adventure and new experiences.

او تصمیم گرفت بدون ازدواج به سفر در سراسر جهان بپردازد و به دنبال ماجراجویی و تجربیات جدید باشد.

the elderly woman continued to garden unmarriedly, finding solace in nature.

زن مسن بدون ازدواج به باغبانی ادامه داد و در طبیعت آرامش یافت.

many women now pursue careers unmarriedly, prioritizing their professional goals.

بسیاری از زنان اکنون بدون ازدواج به دنبال شغل هستند و اهداف حرفه‌ای خود را در اولویت قرار می‌دهند.

she decided to raise her child unmarriedly, proving that family structures can vary.

او تصمیم گرفت فرزند خود را بدون ازدواج بزرگ کند و ثابت کرد که ساختارهای خانواده می‌توانند متفاوت باشند.

he embraced a lifestyle of simplicity and contentment, living unmarriedly in a small cottage.

او سبک زندگی ساده و رضایت‌بخش را پذیرفت و در یک کلبه کوچک بدون ازدواج زندگی کرد.

the artist flourished creatively, working and living unmarriedly in a vibrant city.

هنرمند به صورت خلاقانه شکوفا شد و در شهری پویا بدون ازدواج کار می‌کرد و زندگی می‌کرد.

she remained unmarriedly, valuing her freedom and autonomy above all else.

او بدون ازدواج باقی ماند و آزادی و استقلال خود را بالاتر از همه چیز ارزشمند می‌دانست.

he built a successful business unmarriedly, demonstrating his entrepreneurial spirit.

او کسب‌وکاری موفق بدون ازدواج ساخت و روحیه کارآفرینی خود را نشان داد.

she spent her retirement years unmarriedly, volunteering at the local library.

او سال‌های بازنشستگی خود را بدون ازدواج گذراند و به عنوان داوطلب در کتابخانه محلی خدمت کرد.

he continued to write and publish his poetry unmarriedly, gaining recognition for his work.

او به نوشتن و انتشار شعرهای خود بدون ازدواج ادامه داد و برای کارش شناخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید