unmetrical verse
غزل بیوزن
unmetrical line
خط بیوزن
unmetrical rhythm
ریتم بیوزن
unmetrical poem
شعر بیوزن
unmetrical foot
واحد بیوزن
unmetrical structure
ساختار بیوزن
unmetrical style
سبک بیوزن
unmetrical pattern
الگوی بیوزن
unmetrical metric
وزن بیوزن
unmetrical stanza
بند بیوزن
the poem was criticized for being unmetrical.
شعر به دلیل وزن نداشتن مورد انتقاد قرار گرفت.
his unmetrical style adds a unique touch to his writing.
سبک غیروزن دار او یک لمس منحصربهفرد به نوشتههایش اضافه میکند.
she prefers unmetrical verses for their free expression.
او ترجیح میدهد از مصراعهای غیروزن دار به دلیل بیان آزادشان استفاده کند.
the unmetrical lines create a sense of chaos in the poem.
خطوط غیروزن دار حسی از هرج و مرج را در شعر ایجاد میکنند.
many modern poets embrace unmetrical forms.
بسیاری از شاعران مدرن از فرمهای غیروزن دار استقبال میکنند.
his unmetrical approach reflects his rebellious spirit.
رویکرد غیروزن دار او نشاندهنده روحیه سرکش اوست.
the unmetrical rhythm of the song captivated the audience.
ریتم غیروزن دار آهنگ مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she wrote an unmetrical piece to challenge traditional norms.
او یک قطعه غیروزن دار نوشت تا هنجارهای سنتی را به چالش بکشد.
unmetrical poetry often conveys deep emotions.
شعر غیروزن دار اغلب احساسات عمیقی را منتقل میکند.
the artist's unmetrical designs are innovative and bold.
طرحهای غیروزن دار هنرمند نوآورانه و جسورانه هستند.
unmetrical verse
غزل بیوزن
unmetrical line
خط بیوزن
unmetrical rhythm
ریتم بیوزن
unmetrical poem
شعر بیوزن
unmetrical foot
واحد بیوزن
unmetrical structure
ساختار بیوزن
unmetrical style
سبک بیوزن
unmetrical pattern
الگوی بیوزن
unmetrical metric
وزن بیوزن
unmetrical stanza
بند بیوزن
the poem was criticized for being unmetrical.
شعر به دلیل وزن نداشتن مورد انتقاد قرار گرفت.
his unmetrical style adds a unique touch to his writing.
سبک غیروزن دار او یک لمس منحصربهفرد به نوشتههایش اضافه میکند.
she prefers unmetrical verses for their free expression.
او ترجیح میدهد از مصراعهای غیروزن دار به دلیل بیان آزادشان استفاده کند.
the unmetrical lines create a sense of chaos in the poem.
خطوط غیروزن دار حسی از هرج و مرج را در شعر ایجاد میکنند.
many modern poets embrace unmetrical forms.
بسیاری از شاعران مدرن از فرمهای غیروزن دار استقبال میکنند.
his unmetrical approach reflects his rebellious spirit.
رویکرد غیروزن دار او نشاندهنده روحیه سرکش اوست.
the unmetrical rhythm of the song captivated the audience.
ریتم غیروزن دار آهنگ مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she wrote an unmetrical piece to challenge traditional norms.
او یک قطعه غیروزن دار نوشت تا هنجارهای سنتی را به چالش بکشد.
unmetrical poetry often conveys deep emotions.
شعر غیروزن دار اغلب احساسات عمیقی را منتقل میکند.
the artist's unmetrical designs are innovative and bold.
طرحهای غیروزن دار هنرمند نوآورانه و جسورانه هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید