unmetrical

[ایالات متحده]/ʌnˈmɛtrɪkəl/
[بریتانیا]/ʌnˈmɛtrɪkəl/

ترجمه

adj. غیر همخوان با الگوی وزنی

عبارات و ترکیب‌ها

unmetrical verse

غزل بی‌وزن

unmetrical line

خط بی‌وزن

unmetrical rhythm

ریتم بی‌وزن

unmetrical poem

شعر بی‌وزن

unmetrical foot

واحد بی‌وزن

unmetrical structure

ساختار بی‌وزن

unmetrical style

سبک بی‌وزن

unmetrical pattern

الگوی بی‌وزن

unmetrical metric

وزن بی‌وزن

unmetrical stanza

بند بی‌وزن

جملات نمونه

the poem was criticized for being unmetrical.

شعر به دلیل وزن نداشتن مورد انتقاد قرار گرفت.

his unmetrical style adds a unique touch to his writing.

سبک غیروزن دار او یک لمس منحصربه‌فرد به نوشته‌هایش اضافه می‌کند.

she prefers unmetrical verses for their free expression.

او ترجیح می‌دهد از مصراع‌های غیروزن دار به دلیل بیان آزادشان استفاده کند.

the unmetrical lines create a sense of chaos in the poem.

خطوط غیروزن دار حسی از هرج و مرج را در شعر ایجاد می‌کنند.

many modern poets embrace unmetrical forms.

بسیاری از شاعران مدرن از فرم‌های غیروزن دار استقبال می‌کنند.

his unmetrical approach reflects his rebellious spirit.

رویکرد غیروزن دار او نشان‌دهنده روحیه سرکش اوست.

the unmetrical rhythm of the song captivated the audience.

ریتم غیروزن دار آهنگ مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she wrote an unmetrical piece to challenge traditional norms.

او یک قطعه غیروزن دار نوشت تا هنجارهای سنتی را به چالش بکشد.

unmetrical poetry often conveys deep emotions.

شعر غیروزن دار اغلب احساسات عمیقی را منتقل می‌کند.

the artist's unmetrical designs are innovative and bold.

طرح‌های غیروزن دار هنرمند نوآورانه و جسورانه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید