unmounted

[ایالات متحده]/ʌnˈmaʊntɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈmaʊntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر نصب شده یا قاب شده؛ سوار بر اسب نیست؛ پیاده؛ بدون حاشیه یا فریم

عبارات و ترکیب‌ها

unmounted drive

درایو جدا شده

unmounted volume

حجم جدا شده

unmounted partition

پارتیشن جدا شده

unmounted disk

دیسک جدا شده

unmounted filesystem

سیستم فایل جدا شده

unmounted device

دستگاه جدا شده

unmounted media

رسانه جدا شده

unmounted storage

فضای ذخیره‌سازی جدا شده

unmounted resources

منابع جدا شده

unmounted image

تصویر جدا شده

جملات نمونه

the device was unmounted from the wall.

دستگاه از دیوار جدا شد.

after the software update, the drive became unmounted.

پس از به‌روزرسانی نرم‌افزار، درایو از حالت نصب خارج شد.

make sure the disk is unmounted before removing it.

مطمئن شوید که قبل از خارج کردن آن، دیسک از حالت نصب خارج شده باشد.

the unmounted partition needs to be formatted.

پارتیشن از حالت نصب خارج شده نیاز به فرمت شدن دارد.

he realized the usb was unmounted and needed to be reconnected.

او متوجه شد که USB از حالت نصب خارج شده و نیاز به اتصال مجدد دارد.

unmounted devices can cause data loss if not handled properly.

دستگاه‌های از حالت نصب خارج شده می‌توانند در صورت عدم رسیدگی مناسب باعث از دست رفتن اطلاعات شوند.

the system automatically unmounted the external hard drive.

سیستم به طور خودکار هارد دیسک اکسترنال را از حالت نصب خارج کرد.

always check if the volume is unmounted before shutdown.

همیشه قبل از خاموش کردن بررسی کنید که حجم از حالت نصب خارج شده باشد.

she found the unmounted components scattered on the floor.

او قطعات از حالت نصب خارج شده را روی زمین پخش شده پیدا کرد.

the unmounted application needs to be reinstalled.

برنامه از حالت نصب خارج شده نیاز به نصب مجدد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید