unmounted drive
درایو جدا شده
unmounted volume
حجم جدا شده
unmounted partition
پارتیشن جدا شده
unmounted disk
دیسک جدا شده
unmounted filesystem
سیستم فایل جدا شده
unmounted device
دستگاه جدا شده
unmounted media
رسانه جدا شده
unmounted storage
فضای ذخیرهسازی جدا شده
unmounted resources
منابع جدا شده
unmounted image
تصویر جدا شده
the device was unmounted from the wall.
دستگاه از دیوار جدا شد.
after the software update, the drive became unmounted.
پس از بهروزرسانی نرمافزار، درایو از حالت نصب خارج شد.
make sure the disk is unmounted before removing it.
مطمئن شوید که قبل از خارج کردن آن، دیسک از حالت نصب خارج شده باشد.
the unmounted partition needs to be formatted.
پارتیشن از حالت نصب خارج شده نیاز به فرمت شدن دارد.
he realized the usb was unmounted and needed to be reconnected.
او متوجه شد که USB از حالت نصب خارج شده و نیاز به اتصال مجدد دارد.
unmounted devices can cause data loss if not handled properly.
دستگاههای از حالت نصب خارج شده میتوانند در صورت عدم رسیدگی مناسب باعث از دست رفتن اطلاعات شوند.
the system automatically unmounted the external hard drive.
سیستم به طور خودکار هارد دیسک اکسترنال را از حالت نصب خارج کرد.
always check if the volume is unmounted before shutdown.
همیشه قبل از خاموش کردن بررسی کنید که حجم از حالت نصب خارج شده باشد.
she found the unmounted components scattered on the floor.
او قطعات از حالت نصب خارج شده را روی زمین پخش شده پیدا کرد.
the unmounted application needs to be reinstalled.
برنامه از حالت نصب خارج شده نیاز به نصب مجدد دارد.
unmounted drive
درایو جدا شده
unmounted volume
حجم جدا شده
unmounted partition
پارتیشن جدا شده
unmounted disk
دیسک جدا شده
unmounted filesystem
سیستم فایل جدا شده
unmounted device
دستگاه جدا شده
unmounted media
رسانه جدا شده
unmounted storage
فضای ذخیرهسازی جدا شده
unmounted resources
منابع جدا شده
unmounted image
تصویر جدا شده
the device was unmounted from the wall.
دستگاه از دیوار جدا شد.
after the software update, the drive became unmounted.
پس از بهروزرسانی نرمافزار، درایو از حالت نصب خارج شد.
make sure the disk is unmounted before removing it.
مطمئن شوید که قبل از خارج کردن آن، دیسک از حالت نصب خارج شده باشد.
the unmounted partition needs to be formatted.
پارتیشن از حالت نصب خارج شده نیاز به فرمت شدن دارد.
he realized the usb was unmounted and needed to be reconnected.
او متوجه شد که USB از حالت نصب خارج شده و نیاز به اتصال مجدد دارد.
unmounted devices can cause data loss if not handled properly.
دستگاههای از حالت نصب خارج شده میتوانند در صورت عدم رسیدگی مناسب باعث از دست رفتن اطلاعات شوند.
the system automatically unmounted the external hard drive.
سیستم به طور خودکار هارد دیسک اکسترنال را از حالت نصب خارج کرد.
always check if the volume is unmounted before shutdown.
همیشه قبل از خاموش کردن بررسی کنید که حجم از حالت نصب خارج شده باشد.
she found the unmounted components scattered on the floor.
او قطعات از حالت نصب خارج شده را روی زمین پخش شده پیدا کرد.
the unmounted application needs to be reinstalled.
برنامه از حالت نصب خارج شده نیاز به نصب مجدد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید