unoxygenated

[ایالات متحده]/ˌʌnˈɒksɪdʒəneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnˈɑːksɪdʒəneɪtɪd/

ترجمه

adj. بدون اکسیژن؛ دارای اکسیژن کم

عبارات و ترکیب‌ها

unoxygenated blood

خون کم اکسیژن

unoxygenated tissue

بافت کم اکسیژن

unoxygenated state

حالت کم اکسیژن

unoxygenated environment

محیط کم اکسیژن

unoxygenated blood flow

جریان خون کم اکسیژن

unoxygenated blood supply

تامین خون کم اکسیژن

unoxygenated venous blood

خون ونوز کم اکسیژن

unoxygenated cells

سلول های کم اکسیژن

remains unoxygenated

در حالت کم اکسیژن باقی می ماند

unoxygenated blood vessels

رگ های خونی کم اکسیژن

جملات نمونه

the unoxygenated blood returns to the heart through the veins.

خون کم اکسیژن از طریق رگ‌های خونی به قلب بازمی‌گردد.

during intense exercise, unoxygenated muscle tissue can accumulate lactic acid.

در حین ورزش شدید، بافت عضلانی کم اکسیژن می‌تواند اسید لاکتیک جمع‌شود.

the diver noticed bubbles of unoxygenated air in the tank.

غواص حباب‌های هوا کم اکسیژن را در مخزن متوجه شد.

unoxygenated hemoglobin appears darker in color than oxygenated hemoglobin.

هموگلوبین کم اکسیژن در رنگ تیره‌تری نسبت به هموگلوبین اکسیژن‌دار نمایان می‌گردد.

the surgeon carefully monitored the unoxygenated tissue during the operation.

جراح به دقت بافت‌های کم اکسیژن را در طول عمل نظارت می‌کرد.

cells can suffer damage when placed in unoxygenated conditions for extended periods.

سلول‌ها ممکن است در مدت‌زمان‌های طولانی در شرایط کم اکسیژن آسیب ببینند.

the medical team worked quickly to restore blood flow to the unoxygenated areas.

تیم پزشکی به سرعت برای بازگرداندن جریان خون به مناطق کم اکسیژن کار کردند.

high-altitude climbers often experience symptoms of unoxygenated blood due to thin air.

کوهنوردان در ارتفاعات بالا اغلب علائم خون کم اکسیژن به دلیل هوا نازک را تجربه می‌کنند.

the researcher studied how unoxygenated environments affect bacterial growth patterns.

پژوهشگر مطالعه کرد که محیط‌های کم اکسیژن چگونه الگوهای رشد باکتری‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

unoxygenated water in the stagnant pond created hazardous conditions for the fish.

آب کم اکسیژن در چشمه‌ای که آب جاری ندارد، شرایط خطرناکی برای ماهی‌ها ایجاد کرد.

patients with respiratory problems may develop unoxygenated blood conditions requiring treatment.

بیمارانی که مشکلات تنفسی دارند ممکن است شرایط خون کم اکسیژنی را که نیاز به درمان دارد توسعه دهند.

the deep-sea diver's equipment failure left him surrounded by unoxygenated water.

نیروی غواص دریایی با خرابی تجهیزات خود در محیطی اطرافش که از آب کم اکسیژن پر شده بود، باقی ماند.

proper breathing techniques can help prevent unoxygenated states during yoga practice.

روش‌های تنفس مناسب می‌توانند در حین تمرین یوگا از حالت‌های کم اکسیژن جلوگیری کنند.

the veterinarian discovered the injured animal had significant unoxygenated tissue damage.

پزشک دامی متوجه شد که حیوان زخم دیده دچار آسیب جدی در بافت‌های کم اکسیژن شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید