there was a breathless silence.
سکوت وصف ناپذیر بود.
she was breathless with shock.
او از شوک نفسنفسزدا بود.
the warm breathless air.
هوای گرم و نفسگیر.
was breathless from running.
از دویدن نفسنفسزدا بود.
a breathless summer day.
یک روز تابستانی نفسگیر.
a breathless hush in the concert hall
سکوت نفسگیر در تالار کنسرت.
The river is glassing in a breathless calm.
رودخانه در آرامش نفسگیر میدرخشد.
By the end of the walk, she was breathless with exertion.
در پایان پیادهروی، او از خستگی نفسنفسزدا بود.
John was breathless after running for half a mile.
جان پس از دویدن به مسافت نیم مایل نفسنفسزدا بود.
She was hot and breathless from the exertion of cycling uphill.
او به دلیل تلاش برای دوچرخهسواری در سربالایی، داغ و نفسنفسزدا بود.
Chess fans around the globe watched the match with breathless interest.
طرفداران شطرنج در سراسر جهان با علاقه وصفناپذیر مسابقه را تماشا کردند.
there was a breathless silence.
سکوت وصف ناپذیر بود.
she was breathless with shock.
او از شوک نفسنفسزدا بود.
the warm breathless air.
هوای گرم و نفسگیر.
was breathless from running.
از دویدن نفسنفسزدا بود.
a breathless summer day.
یک روز تابستانی نفسگیر.
a breathless hush in the concert hall
سکوت نفسگیر در تالار کنسرت.
The river is glassing in a breathless calm.
رودخانه در آرامش نفسگیر میدرخشد.
By the end of the walk, she was breathless with exertion.
در پایان پیادهروی، او از خستگی نفسنفسزدا بود.
John was breathless after running for half a mile.
جان پس از دویدن به مسافت نیم مایل نفسنفسزدا بود.
She was hot and breathless from the exertion of cycling uphill.
او به دلیل تلاش برای دوچرخهسواری در سربالایی، داغ و نفسنفسزدا بود.
Chess fans around the globe watched the match with breathless interest.
طرفداران شطرنج در سراسر جهان با علاقه وصفناپذیر مسابقه را تماشا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید