unperformed

[ایالات متحده]/ˌʌn.pəˈfɔːmd/
[بریتانیا]/ˌʌn.pɚˈfɔːrmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انجام نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unperformed task

وظیفه انجام نشده

unperformed duty

وظیفه انجام نشده

unperformed action

اقدام انجام نشده

unperformed work

کار انجام نشده

unperformed service

خدمات انجام نشده

unperformed obligation

تعهد انجام نشده

unperformed commitment

تعهد انجام نشده

unperformed project

پروژه انجام نشده

unperformed agreement

توافقنامه انجام نشده

unperformed plan

برنامه انجام نشده

جملات نمونه

the project remains unperformed due to lack of funding.

پروژه به دلیل کمبود بودجه انجام نشده باقی مانده است.

many tasks have gone unperformed this week.

بسیاری از کارها این هفته انجام نشده‌اند.

her duties at work were left unperformed.

وظایف او در محل کار انجام نشده رها شدند.

unperformed actions can lead to missed opportunities.

اقدامات انجام نشده می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

the unperformed tasks piled up over the weekend.

وظایف انجام نشده در طول آخر هفته انباشته شدند.

he felt guilty about the unperformed promises.

او در مورد وعده‌های انجام نشده احساس گناه می‌کرد.

the unperformed plan needs to be revisited.

طرح انجام نشده نیاز به بازبینی دارد.

unperformed tasks can affect team morale.

وظایف انجام نشده می‌تواند بر روحیه تیم تأثیر بگذارد.

she noted the unperformed activities in her report.

او فعالیت‌های انجام نشده را در گزارش خود یادداشت کرد.

they discussed the reasons for the unperformed actions.

آنها دلایل اقدامات انجام نشده را مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید