dissatisfaction

[ایالات متحده]/ˌdɪsˌsætɪsˈfækʃn/
[بریتانیا]/ˌdɪsˌsætɪsˈfækʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نارضایتی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

express dissatisfaction

ابراز نارضایتی

customer dissatisfaction

نارضایتی مشتری

expressing dissatisfaction

ابراز نارضایتی

deep dissatisfaction

نارضایتی عمیق

جملات نمونه

dissatisfaction with the authority

ناخشنودی با قدرت

widespread public dissatisfaction with incumbent politicians.

ناخشنودی گسترده افکار عمومی با سیاستمداران فعلی.

Dissatisfaction with the government has grown beyond belief.

ناخشنودی با دولت از حد باور گذشته است.

There is a widespread dissatisfaction among the students with the food on campus.

ناخشنودی گسترده ای در بین دانشجویان با غذا در محوطه دانشگاه وجود دارد.

She expressed her dissatisfaction with him.

او نارضایتی خود را از او ابراز کرد.

He hinted his dissatisfaction with her work.

او نارضایتی خود را از کار او نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید