unprescribed

[ایالات متحده]/ʌnprɪsˈkraɪbd/
[بریتانیا]/ʌnprɪsˈkraɪbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مشخص یا محدود; آزاد یا داوطلبانه

عبارات و ترکیب‌ها

unprescribed medication

داروهای غیرتجویز شده

unprescribed use

مصرف غیرتجویز شده

unprescribed drugs

داروهای غیرتجویز شده

unprescribed treatment

درمان غیرتجویز شده

unprescribed therapy

درمان غیرتجویز شده

unprescribed supplements

مکمل‌های غیرتجویز شده

unprescribed dosage

دوز غیرتجویز شده

unprescribed advice

مشاوره غیرتجویز شده

unprescribed access

دسترسی غیرتجویز شده

unprescribed consumption

مصرف غیرتجویز شده

جملات نمونه

he took an unprescribed medication for his headache.

او برای سردرد خود داروی غیرتجویزی مصرف کرد.

unprescribed drugs can lead to serious health issues.

مصرف داروهای غیرتجویزی می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

she was warned against using unprescribed supplements.

به او در مورد استفاده از مکمل‌های غیرتجویزی هشدار داده شد.

taking unprescribed medication is risky.

مصرف داروهای غیرتجویزی خطرناک است.

doctors advise against unprescribed treatments.

پزشکان استفاده از درمان‌های غیرتجویزی را توصیه نمی‌کنند.

he experienced side effects from unprescribed pills.

او عوارض جانبی ناشی از قرص‌های غیرتجویزی را تجربه کرد.

unprescribed use of antibiotics can contribute to resistance.

مصرف غیرتجویزی آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند به مقاومت کمک کند.

many people misuse unprescribed drugs for recreational purposes.

بسیاری از افراد به منظور تفریحی از داروهای غیرتجویزی سوء استفاده می‌کنند.

unprescribed painkillers can mask serious conditions.

مسکن‌های غیرتجویزی می‌توانند شرایط جدی را پنهان کنند.

he was cautioned about the dangers of unprescribed medications.

در مورد خطرات داروها و داروهای غیرتجویزی به او هشدار داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید