unrealistically

[ایالات متحده]/ʌnˈrɪəlɪstɪkli/
[بریتانیا]/ʌnˈrɪəlɪstɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که واقع‌گرا نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unrealistically high

بسیار بالا

unrealistically low

بسیار پایین

unrealistically optimistic

بسیار خوشبینانه

unrealistically priced

قیمت‌گذاری بسیار بالا

unrealistically ambitious

بسیار جاه‌طلبانه

unrealistically fast

بسیار سریع

unrealistically perfect

بسیار عالی

unrealistically easy

بسیار آسان

unrealistically large

بسیار بزرگ

unrealistically small

بسیار کوچک

جملات نمونه

he set his goals unrealistically high.

او اهداف خود را به طور غیرواقعی بسیار بالا تعیین کرد.

the movie portrayed the hero unrealistically.

فیلم قهرمان را به طور غیرواقعی به تصویر کشید.

they expect results to come unrealistically fast.

آنها انتظار دارند نتایج به طور غیرواقعی سریع حاصل شوند.

her expectations for the project were unrealistically optimistic.

انتظارات او برای پروژه به طور غیرواقعی خوش بینانه بود.

the budget was set unrealistically low.

بودجه به طور غیرواقعی پایین تعیین شده بود.

he planned his vacation unrealistically without considering the costs.

او بدون در نظر گرفتن هزینه ها، تعطیلات خود را به طور غیرواقعی برنامه ریزی کرد.

they criticized the report for being unrealistically positive.

آنها گزارش را به دلیل مثبت بودن غیرواقعی مورد انتقاد قرار دادند.

her timeline for the project was unrealistically short.

مهلت زمانی او برای پروژه به طور غیرواقعی کوتاه بود.

many people live with unrealistically high standards.

بسیاری از مردم با استانداردهای غیرواقعی بالا زندگی می کنند.

his view of success is often unrealistically narrow.

دیدگاه او از موفقیت اغلب به طور غیرواقعی محدود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید