unreckoned

[ایالات متحده]/ʌnˈrɛkənd/
[بریتانیا]/ʌnˈrɛkənd/

ترجمه

adj. محاسبه نشده یا تخمین زده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unreckoned costs

هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده

unreckoned risks

خطرات پیش‌بینی‌نشده

unreckoned consequences

عواقب پیش‌بینی‌نشده

unreckoned time

زمان پیش‌بینی‌نشده

unreckoned potential

ظرفیت پیش‌بینی‌نشده

unreckoned value

ارزش پیش‌بینی‌نشده

unreckoned forces

نیروهای پیش‌بینی‌نشده

unreckoned energy

انرژی پیش‌بینی‌نشده

unreckoned factors

عوامل پیش‌بینی‌نشده

unreckoned variables

متغیرهای پیش‌بینی‌نشده

جملات نمونه

his contributions to the project went unreckoned.

مشارکت‌های او در پروژه نادیده گرفته شد.

many unreckoned factors influenced the final decision.

عوامل زیادی که در نظر گرفته نشدند بر تصمیم نهایی تأثیر گذاشتند.

she felt unreckoned in the team's dynamics.

او احساس می‌کرد در پویایی گروه نادیده گرفته شده است.

unreckoned expenses can lead to budget overruns.

هزینه‌هایی که در نظر گرفته نشده‌اند می‌توانند منجر به افزایش بودجه شوند.

his unreckoned talents surprised everyone.

مهارت‌های نادیده او همه را شگفت‌زده کرد.

they faced unreckoned challenges during the journey.

آنها در طول سفر با چالش‌های پیش‌بینی نشده روبرو شدند.

unreckoned emotions surfaced during the discussion.

احساسات پیش‌بینی نشده در طول بحث آشکار شد.

his unreckoned efforts were finally acknowledged.

تلاش‌های نادیده او سرانجام به رسمیت شناخته شد.

there are many unreckoned variables in this equation.

متغیرهای زیادی وجود دارد که در این معادله در نظر گرفته نشده‌اند.

unreckoned risks can jeopardize the entire project.

خطرات پیش‌بینی نشده می‌توانند کل پروژه را به خطر بیندازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید