unredeemable

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈdiː.mə.bəl/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈdim.ə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل بازیابی نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unredeemable debt

بدهی غیرقابل بازگشت

unredeemable value

ارزش غیرقابل بازگشت

unredeemable bond

اوراق قرضه غیرقابل بازگشت

unredeemable points

امتیاز غیرقابل بازگشت

unredeemable offer

پیشنهاد غیرقابل بازگشت

unredeemable ticket

بلیط غیرقابل بازگشت

unredeemable asset

دارایی غیرقابل بازگشت

unredeemable coupon

کوپن غیرقابل بازگشت

unredeemable investment

سرمایه‌گذاری غیرقابل بازگشت

unredeemable gift

هدیه غیرقابل بازگشت

جملات نمونه

his mistakes seemed unredeemable in the eyes of his peers.

اشتباهات او در نظر همسالانش غیرقابل جبران به نظر می رسید.

she felt her reputation was unredeemable after the scandal.

او احساس کرد که بعد از رسوایی، شهرت او غیرقابل جبران است.

the damage to the environment is often seen as unredeemable.

آسیب به محیط زیست اغلب به عنوان غیرقابل جبران تلقی می شود.

he was convinced that his actions were unredeemable.

او مطمئن بود که اعمال او غیرقابل جبران هستند.

some relationships can feel unredeemable after a betrayal.

برخی از روابط پس از خیانت می توانند غیرقابل جبران به نظر برسند.

the lost opportunity seemed unredeemable to her.

فرصت از دست رفته برای او غیرقابل جبران به نظر می رسید.

he viewed his past mistakes as unredeemable failures.

او اشتباهات گذشته خود را به عنوان شکست های غیرقابل جبران می دید.

many believed the situation was unredeemable without intervention.

بسیاری معتقد بودند که بدون مداخله، وضعیت غیرقابل جبران است.

her unredeemable debt left her feeling hopeless.

بدهی غیرقابل جبران او باعث شد که احساس ناامیدی کند.

he thought the project was unredeemable after so many setbacks.

او فکر کرد که پس از مشکلات فراوان، پروژه غیرقابل جبران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید