unrehearsed

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈhɜːst/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈhɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از پیش تمرین نشده یا آماده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unrehearsed speech

گفتار بدون تمرین

unrehearsed performance

اجرای بدون تمرین

unrehearsed conversation

گفتگوی بدون تمرین

unrehearsed reaction

واکنش بدون تمرین

unrehearsed remarks

اظهاراتی بدون تمرین

unrehearsed dialogue

دیالوگی بدون تمرین

unrehearsed moments

لحظات بدون تمرین

unrehearsed ideas

ایده‌های بدون تمرین

unrehearsed answers

پاسخ‌های بدون تمرین

unrehearsed thoughts

افکار بدون تمرین

جملات نمونه

the actor delivered an unrehearsed speech at the award ceremony.

بازیگر یک سخنرانی بدون تمرین در مراسم اهدای جوایز ارائه داد.

her unrehearsed performance impressed the audience.

اجای بی‌تمرین او تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد.

they had an unrehearsed conversation that felt very natural.

آنها یک مکالمه بدون تمرین داشتند که بسیار طبیعی به نظر می رسید.

the comedian's unrehearsed jokes made everyone laugh.

جک‌های بی‌تمرین کمدین باعث خنده همه شد.

during the meeting, he gave an unrehearsed response to the question.

در طول جلسه، او به سوال پاسخ غیرمنتظره ای داد.

her unrehearsed remarks were both insightful and amusing.

اظهارات غیرمنتظره او هم روشنگرانه و هم خنده دار بود.

the unrehearsed nature of the discussion led to unexpected insights.

ماهیت غیرمنتظره بحث منجر به بینش های غیرمنتظره شد.

he prefers unrehearsed interactions over scripted ones.

او ترجیح می دهد تعاملات غیرمنتظره را نسبت به تعاملات از پیش تعیین شده.

her unrehearsed singing showcased her natural talent.

آهنگ خوانی غیرمنتظره او استعداد طبیعی او را نشان داد.

the team had an unrehearsed brainstorming session that generated great ideas.

تیم یک جلسه طوفان فکری غیرمنتظره داشت که ایده های خوبی تولید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید