unrelenting

[ایالات متحده]/ʌnrɪ'lentɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪ'lɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تسلیم نشدنی یا واگذار نکردن؛ بی‌رحم؛ بی‌رحمانه.

جملات نمونه

an unrelenting ice storm.

یک طوفان یخی بی‌وقفه

He was unrelenting in his pursuit of legal mandate.

او در جستجوی مأموریت قانونی خود بدون وقفه بود.

At the end of 1940s, Wright's protégé, James Baldwin, an American black ephebe, advanced an unrelenting criticism of naturalism by Richard Wright, the precursor in African American literary circle.

در پایان دهه 1940، شاگرد رایت، جیمز بالدوین، یک جوان سیاه‌تبار آمریکایی، انتقادات بی‌امزاری از غ naturalism رایت را مطرح کرد، پیشرو در حلقه ادبی آفریقایی-آمریکایی.

unrelenting pursuit of excellence

تلاش بی‌وقفه برای برتری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید