relentless

[ایالات متحده]/rɪˈlentləs/
[بریتانیا]/rɪˈlentləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مداوم؛ ادامه‌دار با نیرو و شدت؛ بی‌رحم؛ پایدار؛ سختگیر؛ بی‌رحم.

جملات نمونه

the relentless heat of the desert.

گرماي بي امانِ صحرا

a patient but relentless taskmaster.

يك كارفرماي صبور ولي بي امان

the relentless beat of the drums.

ضربات بی‌وقفه درام.

her relentless pursuit of sporting excellence

جستجوی بی‌وقفه و پیگیر او برای برتری ورزشی

the relentless chichi of late-eighties dining.

شیعه بی وقفه غذا خوردن در اواخر دهه هشتاد.

the world is stalked by relentless evil.

جهان توسط شر بي امان مورد تعاقب قرار گرفته است.

the film's success rested on a promotional campaign showcasing its relentless eye candy.

موفقیت فیلم به یک کمپین تبلیغاتی متکی بود که چشم‌اندازهای بی امان آن را به نمایش می‌گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید