unrendered

[ایالات متحده]/ʌnˈrendəd/
[بریتانیا]/ʌnˈrɛndərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان داده نشده، پردازش نشده یا کامل نشده؛ به ویژه در زمینه‌های ساخت و ساز، پر شده یا با لایه‌ای پوشانده نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

unrendered graphics

گرافیک‌های نارندر شده

unrendered content

محتوای نارندر شده

unrendered services

خدمات نارندر شده

unrendered pages

صفحات نارندر شده

unrendered animation

انیمیشن‌های نارندر شده

unrendered 3d

3d نارندر شده

unrendered scene

صحنه‌های نارندر شده

unrendered model

مدل‌های نارندر شده

still unrendered

هنوز نارندر شده نیست

left unrendered

ناشده باقی ماند

جملات نمونه

the unrendered 3d model displayed only as a wireframe structure.

مدل سه‌بعدی نارندر شده تنها به‌صورت یک ساختار سیم‌کشی نمایش داده شد.

several unrendered scenes remained in the director's final cut.

چند صحنه نارندر شده در نسخه نهایی کارگردان باقی ماند.

the artist left numerous unrendered sketches scattered across the studio.

هنرمند چندین اسکETCH نارندر شده را در سراسر استودیو پراکنده گذاشت.

unrendered textures appeared as flat colors on the computer screen.

پوسته‌های نارندر شده به‌صورت رنگ‌های تخت روی صفحه کامپیوتر ظاهر شدند.

the software crashed before the animation could finish unrendered.

نرم‌افزار قبل از اینکه انیمیشن نارندر شده به پایان برسد، خراب شد.

large unrendered portions of the project deadline were completely missed.

بزرگترین بخش‌های نارندر شده از مهلت پروژه کاملاً گم شد.

unrendered data made the scientific visualization appear incomplete.

داده‌های نارندر شده باعث شدند که تجسم علمی به‌طور کامل نشان داده نشود.

the render queue contained hundreds of unrendered frames waiting overnight.

صف رندردهی شامل صدها فریم نارندر شده بود که در طول شب منتظر ماندند.

unrendered potential remained untapped within the local community.

پتانسیل نارندر شده در جامعه محلی به‌طور کامل استخراج نشد.

budget cuts left the historic building's facade permanently unrendered.

کاهش بودجه باعث شد که پیکره ساختمان تاریخی به‌طور دائم نارندر شود.

unrendered emotions suddenly bubbled to the surface during the heated argument.

احساسات نارندر شده به‌طور ناگهانی در طول جدال شدید به سطح بیرون آمدند.

the substantial unrendered payment caused significant tension between the contractors.

پرداخت نارندر شده قابل توجه باعث ایجاد تنش قابل توجهی بین کارگران شد.

multiple unrendered customer complaints went unanswered by the company's support team.

چندین شکایت مشتریان نارندر شده توسط تیم پشتیبانی شرکت پاسخ داده نشد.

unrendered artistic concepts often possess more raw power than polished finished works.

مفاهیم هنری نارندر شده اغلب قدرت خام بیشتری نسبت به آثار پرداخته شده دارند.

technical limitations left critical visual effects permanently unrendered in the final film.

محدودیت‌های فنی باعث شد که اثرات بصری حیاتی در فیلم نهایی به‌طور دائم نارندر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید