unreplied

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˈplaɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈplaɪd/

ترجمه

adj. پاسخ داده نشده؛ بدون پاسخ

عبارات و ترکیب‌ها

unreplied message

پیام پاسخ داده نشده

unreplied email

ایمیل پاسخ داده نشده

unreplied question

سوال پاسخ داده نشده

unreplied request

درخواست پاسخ داده نشده

unreplied inquiry

پرسش پاسخ داده نشده

unreplied invitation

دعوت پاسخ داده نشده

left unreplied

بی پاسخ باقی ماند

remains unreplied

بی پاسخ باقی می‌ماند

unreplied application

درخواست پاسخ داده نشده

goes unreplied

بی پاسخ می‌رود

جملات نمونه

i sent three emails but they remained unreplied

سه ایمیل فرستادم اما پاسخ ندادند

she felt anxious about her unreplied message

او نگران پیامی بود که پاسخ نداده بود

the unreplied text worried him all night

متن پاسخ نداده او را تمام شب نگران کرد

his unreplied inquiry made him frustrated

پرسش او که پاسخ نداده بود او را ناراحت کرد

many customers complained about unreplied messages

بیشتر مشتریان درباره پیام‌های پاسخ نداده شکایت کردند

the unreplied letter disappointed her deeply

نامه پاسخ نداده او را بسیار ناامید کرد

he checked his phone for any unreplied texts

او گوشی خود را برای هر پیامی که پاسخ نداده است بررسی کرد

their unreplied questions showed lack of interest

پرسش‌های پاسخ نداده آن‌ها نشان دهنده کمبود علاقه بود

i hate leaving important emails unreplied

من دوست ندارم ایمیل‌های مهم را بدون پاسخ بگذارم

the unreplied correspondence was concerning

ارتباطات پاسخ نداده نگران کننده بود

she finally gave up after months of unreplied calls

او در نهایت پس از ماه‌ها تماس‌های پاسخ نداده از دست داد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید