unresponded to
پاسخ داده نشده
unresponded emails
ایمیلهای پاسخ داده نشده
still unresponded
هنوز پاسخ داده نشده
unresponded messages
پیامهای پاسخ داده نشده
remain unresponded
در انتظار پاسخ میمانند
left unresponded
پاسخ داده نشده باقی ماند
unresponded inquiry
پرسش پاسخ داده نشده
completely unresponded
کاملاً پاسخ داده نشده
unresponded request
درخواست پاسخ داده نشده
unresponded letter
نامه پاسخ داده نشده
her email has gone unresponded for over a week.
ایمیل او از یک هفته پیش پاسخ داده نشده است.
many customer complaints remain unresponded in the system.
بیشمار شکایات مشتریان در سیستم پاسخ داده نشدهاند.
the unresponded message left her feeling anxious and confused.
پیام پاسخ داده نشده او را نگران و گیج کرد.
he sent multiple unresponded requests to the support team.
او چندین درخواست پاسخ داده نشده به تیم پشتیبانی ارسال کرد.
the unresponded invitation weighed heavily on her mind.
دعوتنامهای که پاسخ داده نشده بود، نگرانی زیادی در ذهنش ایجاد کرد.
several important queries have gone unresponded during the holiday.
چندین پرسش مهم در طول تعطیلات پاسخ داده نشدهاند.
the unresponded application caused him to seek other opportunities.
درخواستی که پاسخ داده نشده بود، او را به دنبال فرصتهای دیگر سوق داد.
her unresponded text message raised concerns among friends.
پیام متنی او که پاسخ داده نشده بود، نگرانیهایی در میان دوستان ایجاد کرد.
the company has thousands of unresponded customer inquiries.
شرکت هزاران پرسش مشتریان را که پاسخ داده نشدهاند دارد.
the unresponded proposal was eventually withdrawn.
پیشنهادی که پاسخ داده نشده بود در نهایت لغو شد.
he found the unresponded deadline puzzling and frustrating.
او از مهلتی که پاسخ داده نشده بود، گیج و خسته شده بود.
the unresponded rsvp created planning difficulties for the event.
ریاسویپی پاسخ داده نشده، برای برنامهریزی رویداد مشکلاتی ایجاد کرد.
unresponded to
پاسخ داده نشده
unresponded emails
ایمیلهای پاسخ داده نشده
still unresponded
هنوز پاسخ داده نشده
unresponded messages
پیامهای پاسخ داده نشده
remain unresponded
در انتظار پاسخ میمانند
left unresponded
پاسخ داده نشده باقی ماند
unresponded inquiry
پرسش پاسخ داده نشده
completely unresponded
کاملاً پاسخ داده نشده
unresponded request
درخواست پاسخ داده نشده
unresponded letter
نامه پاسخ داده نشده
her email has gone unresponded for over a week.
ایمیل او از یک هفته پیش پاسخ داده نشده است.
many customer complaints remain unresponded in the system.
بیشمار شکایات مشتریان در سیستم پاسخ داده نشدهاند.
the unresponded message left her feeling anxious and confused.
پیام پاسخ داده نشده او را نگران و گیج کرد.
he sent multiple unresponded requests to the support team.
او چندین درخواست پاسخ داده نشده به تیم پشتیبانی ارسال کرد.
the unresponded invitation weighed heavily on her mind.
دعوتنامهای که پاسخ داده نشده بود، نگرانی زیادی در ذهنش ایجاد کرد.
several important queries have gone unresponded during the holiday.
چندین پرسش مهم در طول تعطیلات پاسخ داده نشدهاند.
the unresponded application caused him to seek other opportunities.
درخواستی که پاسخ داده نشده بود، او را به دنبال فرصتهای دیگر سوق داد.
her unresponded text message raised concerns among friends.
پیام متنی او که پاسخ داده نشده بود، نگرانیهایی در میان دوستان ایجاد کرد.
the company has thousands of unresponded customer inquiries.
شرکت هزاران پرسش مشتریان را که پاسخ داده نشدهاند دارد.
the unresponded proposal was eventually withdrawn.
پیشنهادی که پاسخ داده نشده بود در نهایت لغو شد.
he found the unresponded deadline puzzling and frustrating.
او از مهلتی که پاسخ داده نشده بود، گیج و خسته شده بود.
the unresponded rsvp created planning difficulties for the event.
ریاسویپی پاسخ داده نشده، برای برنامهریزی رویداد مشکلاتی ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید