unrevokable

[ایالات متحده]//ˌʌnrɪˈvəʊkəbl//
[بریتانیا]//ˌʌnrɪˈvoʊkəbl//

ترجمه

adj. قابل بازگشت، یادآوری یا لغو نبودن؛ دائمی

عبارات و ترکیب‌ها

unrevokable commitment

تعهد غیرقابل بازگشت

unrevokable decision

تصمیم غیرقابل بازگشت

unrevokable change

تغییر غیرقابل بازگشت

unrevokable choice

انتخاب غیرقابل بازگشت

unrevokable right

حق غیرقابل بازگشت

unrevokable step

گام غیرقابل بازگشت

جملات نمونه

once you sign this contract, the commitment becomes unrevokable and legally binding.

پس از امضای این قرارداد، تعهد غیرقابل لغو و از نظر قانونی الزام‌آور خواهد بود.

the government issued an unrevokable decree that cannot be challenged in any court.

دولت یک حکم غیرقابل لغو صادر کرد که نمی‌توان آن را در هیچ دادگاهی به چالش کشید.

she made an unrevokable promise to dedicate her life to helping orphans.

او وعده غیرقابل لغوی مبنی بر وقفه‌ دادن زندگی‌اش به کمک به یتیمان داد.

the patent grants an unrevokable right to manufacture and sell this invention.

گواهي پتنت حق غيرقابل لغو توليد و فروش اين اختراع را اعطا مي‌کند.

his unrevokable citizenship status was confirmed by the supreme court's final ruling.

وضعیت شهروندی غیرقابل لغو او توسط حکم نهایی دادگاه عالی تایید شد.

the special license is unrevokable once it has been officially issued by authorities.

مجوز ویژه پس از صدور رسمی توسط مقامات غیرقابل لغو خواهد بود.

both parties signed an unrevokable agreement that prevents any future withdrawal.

هر دو طرف به قراردادی غیرقابل لغو امضا کردند که از هرگونه خروج در آینده جلوگیری می‌کند.

the queen's unrevokable authority over national matters was established centuries ago.

قدرت غیرقابل لغو ملکه بر امور ملی قرن‌ها پیش تعیین شده است.

he holds an unrevokable privilege that exempts him from normal taxation requirements.

او از امتیاز غیرقابل لغوی برخوردار است که او را از الزامات مالیاتی معمول معاف می‌کند.

the company received an unrevokable permit to extract natural resources from the area.

شرکت اجازه غیرقابل لغو برای استخراج منابع طبیعی از منطقه دریافت کرد.

their wedding vow was intended to be unrevokable and binding until death.

قول ازدواج آنها قرار بود غیرقابل لغو و تا زمان مرگ الزام‌آور باشد.

the court declared the property title as unrevokable and conclusive evidence of ownership.

دادگاه عنوان مالکیت را غیرقابل لغو و مدرک قطعی مالکیت اعلام کرد.

she was granted an unrevokable academic title that cannot be stripped under any circumstances.

به او یک عنوان علمی غیرقابل لغو اعطا شد که تحت هیچ شرایطی قابل سلب نیست.

the charter establishes an unrevokable mandate for environmental protection in the region.

این اساسنامه یک مأموریت غیرقابل لغو برای حفاظت از محیط زیست در منطقه تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید