unroadworthy

[ایالات متحده]/[ʌnˈrəʊθwɜːθi]/
[بریتانیا]/[ʌnˈroʊθwɜːrθi]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب یا ایمن برای استفاده در جاده نیست؛ در حالتی نیست که بتواند روی جاده حرکت کند.

عبارات و ترکیب‌ها

unroadworthy vehicle

خودرو نامناسب

found unroadworthy

خودرو نامناسب یافت شد

deemed unroadworthy

خودرو نامناسب ارزیابی شد

seriously unroadworthy

خودرو به شدت نامناسب است

making it unroadworthy

این خودرو را نامناسب می‌کند

unroadworthy condition

وضعیت نامناسب

become unroadworthy

نامناسب شدن

unroadworthy state

حالت نامناسب

checking for unroadworthy

بررسی نامناسب بودن

was unroadworthy

نامناسب بود

جملات نمونه

the old pickup truck was completely unroadworthy after years of neglect.

پس از سال‌ها نادیده گرفتن، کامیون قدیمی کاملاً نامناسب برای رانندگی شد.

after the accident, the car was deemed unroadworthy and sent to the scrapyard.

پس از حادثه، خودرو به عنوان نامناسب برای رانندگی ارزیابی شد و به کارخانه فروپاشی فرستاده شد.

we couldn't drive the atv; it was unroadworthy and needed serious repairs.

ما نتوانستیم ATV را بچرخانیم؛ چون نامناسب برای رانندگی بود و نیاز به تعمیرات جدی داشت.

the inspector declared the vehicle unroadworthy due to faulty brakes and tires.

معاینه کننده خودرو را نامناسب برای رانندگی اعلام کرد به دلیل فرکت‌های معیوب و چرخ‌های خراب.

it's dangerous to operate an unroadworthy vehicle on public roads.

عملیات خودروی نامناسب برای رانندگی روی جاده‌های عمومی خطرناک است.

the trailer was unroadworthy, so we had to abandon the camping trip.

تریلر نامناسب برای رانندگی بود، بنابراین ما ناچار شدیم از سفر کمپ‌گذاری بازداریم.

he realized the motorcycle was unroadworthy and wouldn't pass inspection.

او متوجه شد که موتورسیکلت نامناسب برای رانندگی است و امتحان را نمی‌گذرد.

the unroadworthy condition of the bus raised safety concerns among passengers.

وضعیت نامناسب برای رانندگی اتوبوس نگرانی‌های ایمنی را در میان مسافران ایجاد کرد.

repairing the unroadworthy van proved to be a costly and time-consuming process.

اصلاح فروغ نامناسب برای رانندگی به فرآیندی گران و زمان‌بر تبدیل شد.

the unroadworthy scooter was left abandoned on the side of the highway.

سکوتر نامناسب برای رانندگی در کنار جاده به ترکیدن گذاشته شد.

due to its unroadworthy state, the car was towed away.

به دلیل وضعیت نامناسب برای رانندگی، خودرو از راه برداشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید