unrobe

[ایالات متحده]/ʌnˈrəʊb/
[بریتانیا]/ʌnˈroʊb/

ترجمه

v. لباس را برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

unrobe quickly

برهنه شدن به سرعت

unrobe gracefully

به طور مؤدبانه لباس درآوردن

unrobe slowly

به آرامی لباس درآوردن

unrobe entirely

به طور کامل لباس درآوردن

unrobe completely

به طور کامل لباس درآوردن

unrobe casually

به طور اتفاقی لباس درآوردن

unrobe at home

در خانه لباس درآوردن

unrobe in privacy

در خفا لباس درآوردن

unrobe before bed

قبل از خواب لباس درآوردن

unrobe for comfort

برای راحتی لباس درآوردن

جملات نمونه

she decided to unrobe before stepping into the hot tub.

او تصمیم گرفت قبل از ورود به وان آب گرم لباس خود را در کند.

he felt embarrassed to unrobe in front of others.

او احساس خجالت می‌کرد که در حضور دیگران لباس خود را در کند.

the actor had to unrobe for the dramatic scene.

بازیگر مجبور شد برای صحنه دراماتیک لباس خود را در کند.

she unrobed quickly, eager to get into the water.

او به سرعت لباس خود را در کرد، مشتاق به ورود به آب.

it is common to unrobe in private changing rooms.

در اتاق‌های تعویض لباس خصوصی، در کردن لباس رایج است.

during the performance, the dancer will unrobe as part of the act.

در طول اجرا، رقصنده به عنوان بخشی از اجرا لباس خود را در خواهد کرد.

he hesitated to unrobe, unsure of the audience's reaction.

او برای در کردن لباس مردد بود، مطمئن نبود که مخاطبان چه واکنشی نشان خواهند داد.

they agreed to unrobe for the artistic photoshoot.

آنها با هم موافقت کردند که برای عکاسی هنری لباس خود را در کنند.

in some cultures, it is acceptable to unrobe in public baths.

در برخی از فرهنگ‌ها، در کردن لباس در حمام‌های عمومی قابل قبول است.

the model was instructed to unrobe for the fashion show.

از مدل خواسته شد که برای نمایش مد لباس خود را در کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید