unrobe quickly
برهنه شدن به سرعت
unrobe gracefully
به طور مؤدبانه لباس درآوردن
unrobe slowly
به آرامی لباس درآوردن
unrobe entirely
به طور کامل لباس درآوردن
unrobe completely
به طور کامل لباس درآوردن
unrobe casually
به طور اتفاقی لباس درآوردن
unrobe at home
در خانه لباس درآوردن
unrobe in privacy
در خفا لباس درآوردن
unrobe before bed
قبل از خواب لباس درآوردن
unrobe for comfort
برای راحتی لباس درآوردن
she decided to unrobe before stepping into the hot tub.
او تصمیم گرفت قبل از ورود به وان آب گرم لباس خود را در کند.
he felt embarrassed to unrobe in front of others.
او احساس خجالت میکرد که در حضور دیگران لباس خود را در کند.
the actor had to unrobe for the dramatic scene.
بازیگر مجبور شد برای صحنه دراماتیک لباس خود را در کند.
she unrobed quickly, eager to get into the water.
او به سرعت لباس خود را در کرد، مشتاق به ورود به آب.
it is common to unrobe in private changing rooms.
در اتاقهای تعویض لباس خصوصی، در کردن لباس رایج است.
during the performance, the dancer will unrobe as part of the act.
در طول اجرا، رقصنده به عنوان بخشی از اجرا لباس خود را در خواهد کرد.
he hesitated to unrobe, unsure of the audience's reaction.
او برای در کردن لباس مردد بود، مطمئن نبود که مخاطبان چه واکنشی نشان خواهند داد.
they agreed to unrobe for the artistic photoshoot.
آنها با هم موافقت کردند که برای عکاسی هنری لباس خود را در کنند.
in some cultures, it is acceptable to unrobe in public baths.
در برخی از فرهنگها، در کردن لباس در حمامهای عمومی قابل قبول است.
the model was instructed to unrobe for the fashion show.
از مدل خواسته شد که برای نمایش مد لباس خود را در کند.
unrobe quickly
برهنه شدن به سرعت
unrobe gracefully
به طور مؤدبانه لباس درآوردن
unrobe slowly
به آرامی لباس درآوردن
unrobe entirely
به طور کامل لباس درآوردن
unrobe completely
به طور کامل لباس درآوردن
unrobe casually
به طور اتفاقی لباس درآوردن
unrobe at home
در خانه لباس درآوردن
unrobe in privacy
در خفا لباس درآوردن
unrobe before bed
قبل از خواب لباس درآوردن
unrobe for comfort
برای راحتی لباس درآوردن
she decided to unrobe before stepping into the hot tub.
او تصمیم گرفت قبل از ورود به وان آب گرم لباس خود را در کند.
he felt embarrassed to unrobe in front of others.
او احساس خجالت میکرد که در حضور دیگران لباس خود را در کند.
the actor had to unrobe for the dramatic scene.
بازیگر مجبور شد برای صحنه دراماتیک لباس خود را در کند.
she unrobed quickly, eager to get into the water.
او به سرعت لباس خود را در کرد، مشتاق به ورود به آب.
it is common to unrobe in private changing rooms.
در اتاقهای تعویض لباس خصوصی، در کردن لباس رایج است.
during the performance, the dancer will unrobe as part of the act.
در طول اجرا، رقصنده به عنوان بخشی از اجرا لباس خود را در خواهد کرد.
he hesitated to unrobe, unsure of the audience's reaction.
او برای در کردن لباس مردد بود، مطمئن نبود که مخاطبان چه واکنشی نشان خواهند داد.
they agreed to unrobe for the artistic photoshoot.
آنها با هم موافقت کردند که برای عکاسی هنری لباس خود را در کنند.
in some cultures, it is acceptable to unrobe in public baths.
در برخی از فرهنگها، در کردن لباس در حمامهای عمومی قابل قبول است.
the model was instructed to unrobe for the fashion show.
از مدل خواسته شد که برای نمایش مد لباس خود را در کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید