unsealing

[ایالات متحده]/ʌnˈsiːlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈsiːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل باز کردن یا برداشتن مهر

عبارات و ترکیب‌ها

unsealing the envelope

باز کردن پاکت

unsealing the package

باز کردن بسته بندی

unsealing the letter

باز کردن نامه

unsealing the document

باز کردن سند

unsealing the tape

باز کردن نوار چسب

unsealing the box

باز کردن جعبه

unsealing the bottle

باز کردن بطری

unsealing the jar

باز کردن شیشه

unsealing the seal

باز کردن مهر

unsealing the contents

باز کردن محتویات

جملات نمونه

the unsealing of the letter revealed important information.

گشودن نامه، اطلاعات مهمی را نشان داد.

after unsealing the package, we found the missing documents.

پس از باز کردن بسته، اسناد گم‌شده را پیدا کردیم.

the unsealing process took longer than expected.

فرآیند باز کردن بیشتر از حد انتظار طول کشید.

unsealing the vault required special tools.

باز کردن گنجه به ابزارهای خاصی نیاز داشت.

she was nervous about unsealing the envelope.

او در مورد باز کردن پاکت نامه مضطرب بود.

the unsealing ceremony was attended by many dignitaries.

آیین باز کردن با حضور بسیاری از مقامات انجام شد.

unsealing the treasure chest revealed ancient artifacts.

باز کردن صندوق گنج، آثار باستانی را نشان داد.

they celebrated the unsealing of the time capsule.

آنها باز شدن کپسول زمان را جشن گرفتند.

unsealing the contract was a significant step forward.

باز کردن قرارداد یک گام مهم به جلو بود.

the unsealing of the evidence was crucial for the trial.

باز کردن مدارک برای محاکمه بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید