unwrapping

[ایالات متحده]/ʌnˈræpɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈræpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برداشتن پوشش از چیزی؛ باز کردن یا باز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unwrapping gifts

باز کردن هدایا

unwrapping layers

باز کردن لایه ها

unwrapping surprises

باز کردن غافلگیری ها

unwrapping secrets

باز کردن رازها

unwrapping joy

باز کردن شادی

unwrapping memories

باز کردن خاطرات

unwrapping emotions

باز کردن احساسات

unwrapping ideas

باز کردن ایده ها

unwrapping potential

باز کردن پتانسیل

unwrapping packages

باز کردن بسته ها

جملات نمونه

unwrapping gifts is always a joyful experience.

باز کردن هدایا همیشه یک تجربه لذت بخش است.

she enjoys unwrapping the surprises hidden inside the box.

او از باز کردن غافلگیری های پنهان در جعبه لذت می برد.

unwrapping the package took longer than expected.

باز کردن بسته بیشتر از حد انتظار طول کشید.

he was excited about unwrapping his birthday present.

او از باز کردن هدیه تولدش هیجان زده بود.

unwrapping the new gadget revealed its sleek design.

باز کردن دستگاه جدید طراحی شیک آن را نشان داد.

unwrapping the layers of the story made it more interesting.

باز کردن لایه های داستان آن را جالب تر کرد.

they took turns unwrapping the presents during the party.

آنها نوبت به نوبت هدایا را در طول مهمانی باز کردند.

unwrapping the chocolate bar was a sweet moment.

باز کردن شکلات یک لحظه شیرین بود.

unwrapping the layers of the mystery kept the audience engaged.

باز کردن لایه های راز مخاطبان را درگیر نگه داشت.

she found joy in unwrapping the memories from her childhood.

او از باز کردن خاطرات دوران کودکی خود لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید