unseemly

[ایالات متحده]/ʌnˈsiːmli/
[بریتانیا]/ʌnˈsiːmli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامناسب; نادرست
adv. به طور نامناسب; به طور نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

unseemly behavior

رفتار نامناسب

unseemly appearance

ظاهر نامناسب

an unseemly remark

اظهار نظر نامناسب

جملات نمونه

unseemly to use profanity;

استفاده از فحاشی نامناسب است؛

Your levity is unseemly at this time.

سبک‌خاطری شما در این زمان مناسب نیست.

Everyone was shocked by his unseemly conduct.

همه از رفتار نامناسب او شوکه شدند.

language unbecoming to a gentleman. What isunseemly or indelicate is in gross violation of good taste;

زبانی نامناسب برای یک جنتلمن. آنچه غیرمتعارف یا زننده است، نقض آشکار سلیقه خوب است.

was buried with indecent haste;indecorous behavior;language unbecoming to a lady;unseemly to use profanity;moved to curb their untoward ribaldry.

با عجله نامناسب دفن شد؛ رفتار غیرمتعارف؛ زبانی که شایسته یک خانم نیست؛ استفاده از فحاشی نامناسب است؛ برای مهار شوخی‌های نامناسب خود تلاش کردند.

a menacing and furtive look to his eye. Somethingsurreptitious is stealthy, furtive, and often unseemly or unethical:

یک نگاه تهدیدآمیز و مخفیانه به چشمانش. چیزی که پنهانی است، مخفیانه و اغلب نامناسب یا غیراخلاقی است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید