unsettling

[ایالات متحده]/ʌnˈsetlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈsetlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مزاحم; (خبر) باعث سردرگمی.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریunsettling

عبارات و ترکیب‌ها

unsettling feeling

احساس ناراحت‌کننده

unsettling atmosphere

فضای ناراحت‌کننده

جملات نمونه

The unsettling news left everyone in shock.

اخبار ناراحت‌کننده باعث شد همه شوکه شوند.

The unsettling noise coming from the basement made me uneasy.

صدای ناراحت‌کننده که از زیرزمین می‌آمد، من را مضطرب کرد.

His unsettling behavior raised red flags among his colleagues.

رفتار ناراحت‌کننده او باعث ایجاد زنگ خطر در بین همکارانش شد.

The unsettling feeling of being watched lingered throughout the day.

احساس ناراحت‌کننده مورد توجه بودن در طول روز باقی ماند.

The unsettling sight of the abandoned house gave me chills.

صحنه ناراحت‌کننده خانه متروکه، لرزه به تنم انداخت.

The unsettling dream left her feeling anxious and disturbed.

رویای ناراحت‌کننده باعث شد او مضطرب و آشفته احساس کند.

An unsettling feeling of uncertainty hung in the air.

احساس ناراحت‌کننده عدم اطمینان در هوا معلق بود.

The unsettling truth was finally revealed, causing chaos.

حقیقت ناراحت‌کننده سرانجام فاش شد و باعث هرج و مرج شد.

The unsettling presence of the stranger made everyone uncomfortable.

حضور ناراحت‌کننده غریبه باعث ناراحتی همه شد.

The unsettling atmosphere in the room made it hard to concentrate.

فضای ناراحت‌کننده در اتاق باعث شد تمرکز کردن دشوار باشد.

نمونه‌های واقعی

Its burgeoning intelligence is a little unsettling.

هوش در حال رشد آن کمی نگران کننده است.

منبع: Person of Interest Season 5

I'm sure it sounds just as unsettling in German.

مطمئنم که به همان اندازه در آلمانی نگران کننده به نظر می رسد.

منبع: VOA One Minute English

What unsettled him the most was the public opinion.

آنچه بیشتر او را آشفته کرد، نظر عمومی بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Some interviewers might unsettle you by criticising your CV.

برخی از مصاحبه‌کنندگان ممکن است با انتقاد از رزومه شما شما را آشفته کنند.

منبع: BBC Listening Collection December 2013

When we hear of an attack on the subway it's incredibly unsettling.

وقتی از حمله به مترو می‌شنویم، بسیار نگران کننده است.

منبع: NPR News December 2017 Compilation

Dr. He's response unsettled him, he said.

پاسخ دکتر ه می‌گفت او را آشفته کرد.

منبع: New York Times

Worries over trade continued to unsettle global markets.

نگرانی‌ها در مورد تجارت همچنان باعث آشفته شدن بازارهای جهانی می‌شد.

منبع: The Economist (Summary)

Spring is being pushed earlier and earlier in the year, unsettling the established life cycle of insects.

بهار زودتر و زودتر در سال پیش می‌آید و باعث آشفته شدن چرخه زندگی حشرات می‌شود.

منبع: The Guardian (Article Version)

During my army service unsettled me.

در طول خدمت من در ارتش، آشفته شدم.

منبع: Prosecution witness

The written judgment, published in June, is a profoundly unsettling document.

حکم کتبی که در ماه ژوئن منتشر شد، سندی بسیار آشفته‌کننده است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید