unsown

[ایالات متحده]/ʌnˈsəʊn/
[بریتانیا]/ʌnˈsoʊn/

ترجمه

adj. در زمین کاشته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unsown fields

زمین‌های کشت‌نشده

unsown land

زمین‌های کشت‌نشده

unsown crops

محصولات کشت‌نشده

unsown seeds

بذر کشت‌نشده

unsown areas

مناطقی که کشت نشده‌اند

unsown patches

مناطقی که کشت نشده‌اند

unsown soil

خاک کشت‌نشده

unsown gardens

باغ‌های کشت‌نشده

unsown pastures

چمنزارهای کشت‌نشده

unsown ground

زمینی که کشت نشده است

جملات نمونه

many fields remain unsown this season due to the drought.

بسیاری از مزارع امسال به دلیل خشکسالی کشت نشده باقی مانده اند.

unsown land can lead to soil erosion over time.

زمین‌های کشت نشده می‌توانند در طول زمان منجر به فرسایش خاک شوند.

the farmer decided to leave some areas unsown to restore nutrients.

کشاورز تصمیم گرفت برخی مناطق را کشت نکند تا مواد مغذی را بازگرداند.

after the heavy rain, the unsown patches of earth became muddy.

پس از باران شدید، مناطق کشت نشده زمین گل آلود شد.

unsown fields can attract wildlife looking for food.

مزارع کشت نشده می‌توانند حیات وحش را برای یافتن غذا جذب کنند.

farmers often assess the unsown areas for potential planting.

کشاورزان اغلب مناطق کشت نشده را برای کاشت احتمالی ارزیابی می‌کنند.

the unsown garden was filled with wildflowers instead.

به جای آن، باغ کشت نشده پر از گل های وحشی شد.

leaving some areas unsown can benefit biodiversity.

رها کردن برخی مناطق کشت نشده می‌تواند به تنوع زیستی کمک کند.

unsown seeds can sometimes sprout unexpectedly in the spring.

بذر کشت نشده گاهی اوقات می‌تواند به طور غیرمنتظره در بهار جوانه بزند.

he noticed that the unsown land was starting to fill with weeds.

او متوجه شد که زمین کشت نشده شروع به پر شدن علف هرز کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید