unstacked shelves
رفهای غیر مرتب
unstacked neatly
بهطور منظم غیر مرتب
unstacked boxes
کارتنهای غیر مرتب
unstacked rows
ردیفهای غیر مرتب
unstacked system
سیستم غیر مرتب
unstacked files
فایلهای غیر مرتب
the data was unstacked to reveal underlying trends.
دادهها را باز کردن تا روندهای پایه را نشان دهد.
we need to unstack the bar chart for better comparison.
ما نیاز داریم تا نمودار میلهای را باز کنیم تا مقایسه بهتری داشته باشیم.
the spreadsheet was unstacked into individual rows.
پرچمها را به سطرهای جداگانه باز کردند.
unstacked layers allow for easier data manipulation.
لایههای باز شده امکان پردازش راحتتر دادهها را فراهم میکنند.
the report showed an unstacked view of sales figures.
گزارش یک نمایش باز شده از ارقام فروش را نشان داد.
unstacking the data provided a clearer picture.
باز کردن دادهها تصویر واضحتری را فراهم کرد.
the analyst decided to unstack the time series data.
تحلیلگر تصمیم گرفت تا دادههای سری زمانی را باز کند.
we unstacked the pivot table for detailed analysis.
ما جدول مجموعه را برای تحلیل جزئیتر باز کردیم.
the unstacked format is useful for trend identification.
فرمت باز شده برای شناسایی روند مفید است.
unstacked visualizations are often easier to understand.
باز کردن تصاویر معمولاً آسانتر است.
the team used unstacked charts to compare categories.
تیم از نمودارهای باز شده برای مقایسه دستهها استفاده کرد.
unstacked shelves
رفهای غیر مرتب
unstacked neatly
بهطور منظم غیر مرتب
unstacked boxes
کارتنهای غیر مرتب
unstacked rows
ردیفهای غیر مرتب
unstacked system
سیستم غیر مرتب
unstacked files
فایلهای غیر مرتب
the data was unstacked to reveal underlying trends.
دادهها را باز کردن تا روندهای پایه را نشان دهد.
we need to unstack the bar chart for better comparison.
ما نیاز داریم تا نمودار میلهای را باز کنیم تا مقایسه بهتری داشته باشیم.
the spreadsheet was unstacked into individual rows.
پرچمها را به سطرهای جداگانه باز کردند.
unstacked layers allow for easier data manipulation.
لایههای باز شده امکان پردازش راحتتر دادهها را فراهم میکنند.
the report showed an unstacked view of sales figures.
گزارش یک نمایش باز شده از ارقام فروش را نشان داد.
unstacking the data provided a clearer picture.
باز کردن دادهها تصویر واضحتری را فراهم کرد.
the analyst decided to unstack the time series data.
تحلیلگر تصمیم گرفت تا دادههای سری زمانی را باز کند.
we unstacked the pivot table for detailed analysis.
ما جدول مجموعه را برای تحلیل جزئیتر باز کردیم.
the unstacked format is useful for trend identification.
فرمت باز شده برای شناسایی روند مفید است.
unstacked visualizations are often easier to understand.
باز کردن تصاویر معمولاً آسانتر است.
the team used unstacked charts to compare categories.
تیم از نمودارهای باز شده برای مقایسه دستهها استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید