unstitch

[ایالات متحده]/ʌnˈstɪtʃ/
[بریتانیا]/ʌnˈstɪtʃ/

ترجمه

vt. برای برداشتن بخیه‌ها از یک تکه پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

unstitch seams

باز کردن درزها

unstitch fabric

باز کردن پارچه

unstitch thread

باز کردن نخ

unstitch layers

باز کردن لایه‌ها

unstitch pieces

باز کردن قطعات

unstitch design

باز کردن طرح

unstitch pattern

باز کردن الگو

unstitch garment

باز کردن لباس

unstitch stitches

باز کردن بخیه‌ها

unstitch work

باز کردن کار

جملات نمونه

he decided to unstitch the old dress to make a new one.

او تصمیم گرفت لباس قدیمی را از دانه باز کند تا یک لباس جدید بسازد.

before recycling the fabric, she had to unstitch the seams.

قبل از بازیافت پارچه، او باید درزها را از دانه باز می‌کرد.

it's easier to unstitch than to cut the fabric.

از برش پارچه، از دانه باز کردن آن راحت‌تر است.

he carefully unstitch the patches from his jacket.

او با دقت وصله‌های لباسش را از دانه باز کرد.

she learned how to unstitch a quilt without damaging it.

او یاد گرفت که چگونه بدون آسیب رساندن، یک لحاف را از دانه باز کند.

to fix the mistake, i had to unstitch the entire hem.

برای رفع اشتباه، مجبور شدم تمام حاشیه را از دانه باز کنم.

he plans to unstitch the old upholstery and replace it.

او قصد دارد روکش قدیمی را از دانه باز کند و آن را جایگزین کند.

after the accident, she had to unstitch the damaged part of the fabric.

پس از حادثه، او مجبور شد قسمت آسیب دیده پارچه را از دانه باز کند.

they decided to unstitch the curtains for a fresh look.

آنها تصمیم گرفتند پرده‌ها را از دانه باز کنند تا ظاهری جدید داشته باشند.

the tailor will unstitch the suit to make it fit better.

خیاط کت و شلوار را از دانه باز می‌کند تا بهتر اندازه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید