untacky

[ایالات متحده]/ʌnˈtæki/
[بریتانیا]/ʌnˈtæki/

ترجمه

v. لباس را کم کردن؛ لباس را برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

untacky gift

هدیه بی‌گناه

untacky design

طراحی بی‌گناه

untacky style

سبک بی‌گناه

looks untacky

به نظر می‌رسد بی‌گناه است

untacky choice

انتخاب بی‌گناه

seems untacky

به نظر می‌رسد بی‌گناه است

untacky ornaments

زیورآلات بی‌گناه

quite untacky

خیلی بی‌گناه

completely untacky

کاملاً بی‌گناه

most untacky

بیشترین بی‌گناهی

جملات نمونه

the untacky wedding decorations created an elegant atmosphere without being overly formal.

زیبایی‌های ازدواجی غیر بی‌تکی یک جو ظریف ایجاد کردند بدون اینکه بسیار رسمی باشند.

she preferred untacky jewelry that looked expensive but wasn't flashy.

او به جواهرات غیر بی‌تکی ترجیح می‌داد که ظاهری گران‌بها داشته باشند اما بسیار برجسته نباشند.

the restaurant's untacky design attracted customers who appreciated subtle sophistication.

طراحی غیر بی‌تکی رستوران مشتریانی را جذب کرد که به ظرافت نازل ارزش می‌دادند.

they chose untacky christmas decorations that felt warm rather than gaudy.

آنها زیبایی‌های غیر بی‌تکی عید غدیر را انتخاب کردند که گرم به نظر می‌رسدند نه گران‌بها.

the artist created an untacky sculpture that impressed everyone with its simplicity.

هنرمند یک اسکلتور غیر بی‌تکی ایجاد کرد که با سادگی آن همه را شگفت‌انگیز کرد.

untacky makeup looks natural and enhances one's features without being overwhelming.

مکی‌اپ غیر بی‌تکی به طور طبیعی به نظر می‌رسد و ویژگی‌های فرد را تقویت می‌کند بدون اینکه فشار بیش از حد ایجاد کند.

the hotel's untacky interior design made guests feel comfortable and upscale.

طراحی داخلی غیر بی‌تکی هتل میهمانان را راحت و گران‌بها حس می‌کرد.

she gave an untacky gift that was thoughtful yet not embarrassingly cheap.

او یک هدیه غیر بی‌تکی داد که با اندیشیدن ارائه شد اما به طور نامناسبی ارزان نبود.

the untacky color scheme in the living room created a calming environment.

طرح رنگی غیر بی‌تکی در اتاق نشیمن یک محیط آرام‌بخش ایجاد کرد.

untacky invitations set the right tone for a classy but not pretentious event.

دعوت‌نامه‌های غیر بی‌تکی برای رویدادی با طبقه‌بندی مناسب اما بدون افتخار اضافه تنظیم کردند.

the designer created untacky curtains that added elegance without being ostentatious.

طراح پرده‌های غیر بی‌تکی ایجاد کرد که ظرافت اضافه کرد بدون اینکه بسیار برجسته باشند.

their untacky approach to home decor made the space both welcoming and refined.

رویکرد غیر بی‌تکی آنها در زیبایی‌سازی خانه فضایی را ایجاد کرد که هم خوش‌آمدگویی و هم ظرافت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید