untap

[ایالات متحده]/[ʌnˈtæp]/
[بریتانیا]/[ʌnˈtæp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد کردن یا جدا کردن از شیر یا شیر آب؛ متوقف کردن جریان یا توزیع؛ قطع ارتباط از منبع تامین.

عبارات و ترکیب‌ها

untap potential

پتانسیل‌های دست نخورده

untapped source

منبعی که هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است

untap reserves

ذخایر دست نخورده

untapped market

بازار دست نخورده

untapped vein

رگه دست نخورده

untapped talent

استعدادهای دست نخورده

untapped well

چاهی که هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است

untapped opportunity

فرصت‌های دست نخورده

untapped gold

طلای دست نخورده

untapped skill

مهارت‌های دست نخورده

جملات نمونه

we need to untap potential in our marketing strategy.

ما نیاز داریم پتانسیل را در استراتژی بازاریابی خود شکوفا کنیم.

the company aims to untap new markets in asia.

شرکت هدف خود را از باز کردن بازارهای جدید در آسیا دارد.

untap valuable resources to improve efficiency.

منابع ارزشمند را برای بهبود کارایی، کشف کنید.

the project seeks to untap the region's tourism potential.

این پروژه به دنبال کشف پتانسیل گردشگری منطقه است.

untap the power of social media for brand awareness.

قدرت رسانه های اجتماعی را برای افزایش آگاهی از برند، کشف کنید.

they are working to untap a new source of energy.

آنها در حال تلاش برای کشف یک منبع جدید انرژی هستند.

untap hidden talents within the organization.

شناسایی استعدادهای پنهان در داخل سازمان.

the goal is to untap the full capabilities of the system.

هدف، کشف تمام قابلیت‌های سیستم است.

untap the benefits of a more collaborative approach.

مزایای یک رویکرد مشارکتی تر را کشف کنید.

the research aims to untap new avenues for innovation.

تحقیقات به دنبال کشف مسیرهای جدید برای نوآوری است.

untap the value in unused data assets.

ارزش دارایی‌های داده بلااستفاده را کشف کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید