unteachable

[ایالات متحده]/ʌnˈtiːtʃəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈtiːtʃəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آموزش‌ناپذیر یا تحصیل‌ناپذیر؛ سرسخت یا مقاوم در برابر آموزش؛ نامناسب برای تدریس؛ غیرممکن برای انتقال دانش به

عبارات و ترکیب‌ها

unteachable child

کودک غیرقابل آموزش

unteachable student

دانش‌آموز غیرقابل آموزش

unteachable behavior

رفتار غیرقابل آموزش

unteachable lesson

درس غیرقابل آموزش

unteachable attitude

نگاه غیرقابل آموزش

unteachable moment

لحظه غیرقابل آموزش

unteachable individual

فرد غیرقابل آموزش

unteachable concept

مفهوم غیرقابل آموزش

unteachable group

گروه غیرقابل آموزش

unteachable skill

مهارت غیرقابل آموزش

جملات نمونه

some students are simply unteachable.

برخی از دانش آموزان به سادگی غیرقابل آموزش هستند.

his behavior was so unteachable that the teacher gave up.

رفتار او آنقدر غیرقابل آموزش بود که معلم ناامید شد.

she felt that her unteachable nature was holding her back.

او احساس می‌کرد که طبیعت غیرقابل آموزش او باعث عقب ماندن او شده است.

many believe that he is unteachable due to his attitude.

بسیاری معتقدند که او به دلیل نگرش خود غیرقابل آموزش است.

the coach found some players to be unteachable.

مربی متوجه شد که برخی از بازیکنان غیرقابل آموزش هستند.

some skills are unteachable without the right mindset.

برخی از مهارت‌ها بدون داشتن ذهنیت مناسب غیرقابل آموزش هستند.

parents sometimes feel their children are unteachable.

گاهی اوقات والدین احساس می‌کنند که فرزندانشان غیرقابل آموزش هستند.

in certain subjects, students can be unteachable.

در برخی از دروس، دانش آموزان ممکن است غیرقابل آموزش باشند.

she was labeled as unteachable by her previous teachers.

او توسط معلمان قبلی‌اش به عنوان فردی غیرقابل آموزش شناخته می‌شد.

his stubbornness made him seem unteachable.

حرف زدن و لجبازی او باعث می‌شد که غیرقابل آموزش به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید