untestable

[ایالات متحده]/[ʌnˈtestəbl̩]/
[بریتانیا]/[ʌnˈtestəbl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل آزمایش؛ غیرقابل امتحان شدن؛ چیزی که نمی‌توان آزمایش کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

untestable hypothesis

فرضیه قابل آزمایش ناکارآمد

proving untestable

ثابت کردن ناکارآمد

utterly untestable

کاملاً ناکارآمد

concept untestable

مفهوم ناکارآمد

it's untestable

این ناکارآمد است

being untestable

بودن ناکارآمد

deemed untestable

به عنوان ناکارآمد در نظر گرفته شده است

inherently untestable

به طور ذاتی ناکارآمد

find untestable

یافتن ناکارآمد

remain untestable

ماندگی ناکارآمد

جملات نمونه

the hypothesis was deemed untestable given the limitations of current technology.

فرضیه با توجه به محدودیت‌های فناوری فعلی به عنوان غیرقابل آزمایش در نظر گرفته شد.

many philosophical questions are inherently untestable and lie outside the realm of science.

بسیاری از سوالات فلسفی به طور ذاتی غیرقابل آزمایش هستند و خارج از دامنۀ علم قرار دارند.

the theory, while interesting, presented an untestable proposition with no empirical basis.

این نظریه، در حالی که جالب بود، یک پیشنهاد غیرقابل آزمایش را با هیچ پایه تجربی ارائه می‌داد.

critics argued that the claim was untestable and therefore lacked scientific merit.

انتقادات می‌گفتند که این ادعا غیرقابل آزمایش بود و بنابراین ارزش علمی نداشت.

the researcher acknowledged that the idea was largely untestable using standard experimental methods.

پژوهشگر این را پذیرفت که این ایده با روش‌های تجربی استاندارد به طور گسترده‌ای غیرقابل آزمایش بود.

it's frustrating to encounter untestable assumptions in a complex model.

مجرد اینکه فرضیات غیرقابل آزمایشی در یک مدل پیچیده مواجه شویم، خسته‌کننده است.

the concept of a purely untestable deity raises questions about its scientific relevance.

مفهوم یک خدای کاملاً غیرقابل آزمایش سوالاتی دربارۀ اهمیت علمی آن را به وجود می‌آورد.

the committee rejected the proposal due to its reliance on untestable variables.

کمیته پیشنهاد را به دلیل وابستگی آن به متغیرهای غیرقابل آزمایش رد کرد.

the model included several untestable parameters, making it difficult to validate.

این مدل چندین پارامتر غیرقابل آزمایش را شامل می‌شد، که امکان تأیید آن را دشوار می‌کرد.

the core of the argument revolved around an untestable premise.

مرکز استدلال حول یک فرضیه غیرقابل آزمایش می‌چرخید.

we needed to refine the research question to ensure it wasn't entirely untestable.

ما نیاز داشتیم تا سؤال تحقیق را بهبود بخشیم تا مطمئن شویم که کاملاً غیرقابل آزمایش نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید