chronic unthriftiness
بخل مزمن
unthriftiness problem
مشکل بخل
unthriftiness hurts
بخل آسیب میرساند
fight unthriftiness
مقابله با بخل
reduce unthriftiness
کاهش بخل
unthriftiness spreads
بخل گسترش مییابد
unthriftiness persists
بخل ادامه دارد
the auditor flagged a pattern of unthriftiness in the department's monthly spending.
بازرس الگوهای بیمنظور بودن در هزینههای ماهانه اداره را نشان داد.
his unthriftiness with credit cards quickly turned a small balance into serious debt.
بیمنظور بودن او با کارتهای اعتبادی به سرعت یک موجودی کم را به بدهی جدی تبدیل کرد.
she criticized the company’s unthriftiness in travel expenses and lavish dinners.
او بیمنظور بودن شرکت را در هزینههای سفر و شامهای مجلل مورد انتقاد قرار داد.
the report blamed unthriftiness and weak oversight for the budget shortfall.
گزارش بیمنظور بودن و فقدان نظارت را به عنوان دلیل کسری بودجه مقصر دانست.
unthriftiness in daily habits adds up, especially when subscriptions go unused.
بیمنظور بودن در عادتهای روزمره جمع میشود، به خصوص زمانی که اشتراکها استفاده نمیشوند.
they proposed strict controls to curb unthriftiness in procurement contracts.
آنها کنترلهای سختگیرانه برای مهار بیمنظور بودن در قراردادهای خرید پیشنهاد کردند.
her unthriftiness with food led to constant waste and overflowing trash bins.
بیمنظور بودن او با غذا منجر به اتلاف مداوم و سطلهای زباله سرریز شد.
the mayor promised to tackle unthriftiness in public projects and cut needless costs.
شهردار قول داد که با بیمنظور بودن در پروژههای دولتی مقابله کند و هزینههای غیرضروری را کاهش دهد.
his unthriftiness in electricity use kept the utility bills unusually high.
بیمنظور بودن او در مصرف برق باعث شد که قبوض خدماترسانی به طور غیرمعمولی بالا باشند.
we noticed unthriftiness in the warehouse: damaged goods were replaced without review.
ما بیمنظور بودن را در انبار متوجه شدیم: کالاهای آسیبدیده بدون بررسی جایگزین شدند.
training managers to spot unthriftiness can reduce waste across the whole organization.
آموزش مدیران برای شناسایی بیمنظور بودن میتواند اتلاف منابع را در کل سازمان کاهش دهد.
his unthriftiness was obvious in the way he bought gadgets he rarely used.
بیمنظور بودن او در نحوه خرید وسایلی که به ندرت از آنها استفاده میکرد، آشکار بود.
chronic unthriftiness
بخل مزمن
unthriftiness problem
مشکل بخل
unthriftiness hurts
بخل آسیب میرساند
fight unthriftiness
مقابله با بخل
reduce unthriftiness
کاهش بخل
unthriftiness spreads
بخل گسترش مییابد
unthriftiness persists
بخل ادامه دارد
the auditor flagged a pattern of unthriftiness in the department's monthly spending.
بازرس الگوهای بیمنظور بودن در هزینههای ماهانه اداره را نشان داد.
his unthriftiness with credit cards quickly turned a small balance into serious debt.
بیمنظور بودن او با کارتهای اعتبادی به سرعت یک موجودی کم را به بدهی جدی تبدیل کرد.
she criticized the company’s unthriftiness in travel expenses and lavish dinners.
او بیمنظور بودن شرکت را در هزینههای سفر و شامهای مجلل مورد انتقاد قرار داد.
the report blamed unthriftiness and weak oversight for the budget shortfall.
گزارش بیمنظور بودن و فقدان نظارت را به عنوان دلیل کسری بودجه مقصر دانست.
unthriftiness in daily habits adds up, especially when subscriptions go unused.
بیمنظور بودن در عادتهای روزمره جمع میشود، به خصوص زمانی که اشتراکها استفاده نمیشوند.
they proposed strict controls to curb unthriftiness in procurement contracts.
آنها کنترلهای سختگیرانه برای مهار بیمنظور بودن در قراردادهای خرید پیشنهاد کردند.
her unthriftiness with food led to constant waste and overflowing trash bins.
بیمنظور بودن او با غذا منجر به اتلاف مداوم و سطلهای زباله سرریز شد.
the mayor promised to tackle unthriftiness in public projects and cut needless costs.
شهردار قول داد که با بیمنظور بودن در پروژههای دولتی مقابله کند و هزینههای غیرضروری را کاهش دهد.
his unthriftiness in electricity use kept the utility bills unusually high.
بیمنظور بودن او در مصرف برق باعث شد که قبوض خدماترسانی به طور غیرمعمولی بالا باشند.
we noticed unthriftiness in the warehouse: damaged goods were replaced without review.
ما بیمنظور بودن را در انبار متوجه شدیم: کالاهای آسیبدیده بدون بررسی جایگزین شدند.
training managers to spot unthriftiness can reduce waste across the whole organization.
آموزش مدیران برای شناسایی بیمنظور بودن میتواند اتلاف منابع را در کل سازمان کاهش دهد.
his unthriftiness was obvious in the way he bought gadgets he rarely used.
بیمنظور بودن او در نحوه خرید وسایلی که به ندرت از آنها استفاده میکرد، آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید