untidily

[ایالات متحده]/ʌn'taidili/
[بریتانیا]/ʌnˈtaɪdɪlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای نامرتب یا بی‌نظم؛ بدون ترتیب؛ به شکل بی‌نظمی.

جملات نمونه

She sprawled untidily in an armchair.

او به طور نامرتب در یک صندلی راحت دراز کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید