untrusting

[ایالات متحده]/[ˈʌntrʌstɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈʌntrʌstɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خوش‌خوی اعتماد نداشتن؛ مشکوک؛ کم‌اعتماد؛ مایل به باور نرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

untrusting nature

طبیعت نام相信

becoming untrusting

در حال شدن نام相信

deeply untrusting

عمق نام相信

inherently untrusting

به طور ذاتی نام相信

an untrusting gaze

نگاهی نام相信

untrusting eyes

چشمان نام相信

being untrusting

بودن نام相信

seemingly untrusting

به نظر می‌رسد نام相信

naturally untrusting

به طور طبیعی نام相信

quite untrusting

خیلی نام相信

جملات نمونه

the company fostered an untrusting environment among its employees.

شرکت یک محیط ناامیدکننده را بین کارکنان خود ایجاد کرد.

after the betrayal, she became deeply untrusting of others.

پس از خیانت، او به طور عمیقی به دیگران ناامید شد.

his untrusting nature made it difficult to build a team.

طبیعت ناامیدکننده او باعث شد که تیم سازی دشوار شود.

the untrusting witness refused to testify in court.

شاهد ناامیدکننده امتناع کرد تا در دادگاه گواهی دهد.

an untrusting attitude can hinder personal growth.

وضعیت ناامیدکننده می‌تواند رشد شخصی را مختل کند.

the politician’s untrusting stance alienated many voters.

وضعیت ناامیدکننده سیاستمدار بسیاری از انتخاب کنندگان را دور می‌زند.

she was understandably untrusting after years of deception.

پس از سال‌ها احتیاط، او به طور قابل فهمی ناامید بود.

the child’s untrusting gaze revealed his apprehension.

نگاه ناامیدکننده کودک نگرانی او را نشان داد.

it’s easy to become untrusting in a world full of scams.

در یک جهان پر از فریب، آسان است که ناامید شوی.

the untrusting client questioned every detail of the proposal.

مشتری ناامیدکننده هر جزئیت پیشنهاد را مورد پرسش قرار داد.

despite his efforts, he remained stubbornly untrusting.

هر چند او تلاش کرد، باز هم به طور یکنواخت ناامید بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید