unurbanized

[ایالات متحده]/[ʌnˈɜːbənˌaɪzd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈɜːrˌbənˌaɪzd]/

ترجمه

adj. غیر شهرنشین؛ ویژگی‌های منطقه شهری را نداشته؛ روستایی؛ مربوط به روستا.

عبارات و ترکیب‌ها

unurbanized areas

منطقه غیر شهرنشین

becoming unurbanized

در حال شدن غیر شهرنشین

highly unurbanized

بسیار غیر شهرنشین

unurbanized landscape

پهنه‌های غیر شهرنشین

unurbanized regions

منطقه‌های غیر شهرنشین

relatively unurbanized

نسبتاً غیر شهرنشین

unurbanized communities

جامعه‌های غیر شهرنشین

unurbanized countryside

روستای غیر شهرنشین

remain unurbanized

در این منطقه غیر شهرنشین باقی می‌ماند

largely unurbanized

بیشتر غیر شهرنشین

جملات نمونه

the region remained largely unurbanized, with vast stretches of farmland.

این منطقه به طور گسترده‌ای بدون شهرنشینی باقی ماند و دارای مساحت‌های وسیعی از زمین‌های کشاورزی بود.

despite development, the county is still considered unurbanized.

هر چند توسعه‌ای صورت گرفته، این شهرستان هنوز به عنوان منطقه‌ای بدون شهرنشینی در نظر گرفته می‌شود.

many rural communities remain unurbanized and lack modern amenities.

بسیاری از جوامع روستایی هنوز بدون شهرنشینی می‌مانند و امکانات مدرن ندارند.

the unurbanized landscape offered a stark contrast to the bustling city.

پهنه‌های بدون شهرنشینی یک تضاد واضح با شهر پر فعالیت ایجاد می‌کرد.

preserving the unurbanized areas is crucial for maintaining biodiversity.

حفظ مناطق بدون شهرنشینی برای حفظ تنوع زیستی حیاتی است.

tourism thrives in the unurbanized countryside, attracting visitors seeking tranquility.

گردشگری در روستاهای بدون شهرنشینی به خوبی گروه‌هایی که آرامش را به دنبال دارند جذب می‌کند.

the government aims to balance development with preserving unurbanized land.

دولت تلاش می‌کند توسعه را با حفظ زمین‌های بدون شهرنشینی در توازن قرار دهد.

life in the unurbanized area is slower-paced and more connected to nature.

زندگی در مناطق بدون شهرنشینی آرام‌تر است و به طبیعت نزدیک‌تر.

the study focused on the challenges of development in unurbanized regions.

این مطالعه بر چالش‌های توسعه در مناطق بدون شهرنشینی متمرکز بود.

the unurbanized character of the area is a major draw for artists.

خصوصیت بدون شهرنشینی این منطقه یک جذب اصلی برای هنرمندان است.

they sought a home in an unurbanized setting, far from the city noise.

آن‌ها به دنبال یک خانه در محیطی بدون شهرنشینی بودند، دور از سر و صداهای شهر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید