unveil

[ایالات متحده]/ˌʌnˈveɪl/
[بریتانیا]/ˌʌnˈveɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فاش کردن; در معرض دید قرار دادن; کشف کردن; پوششی را برداشتن; عمومی کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلunveiled
شکل سوم شخص مفردunveils
صفت یا فعل حال استمراریunveiling
زمان گذشتهunveiled

عبارات و ترکیب‌ها

unveiling ceremony

آیین رونمایی

جملات نمونه

the Princess unveiled a plaque.

شاهزاده پرده‌برداری از یک لوح را انجام داد.

The monument was unveiled with great solemnity.

مجسمه با شکوه و جدیتی فراوان رونمایی شد.

The plan was unveiled with the approval from the Minister.

طرح با تایید از وزیر رونق گرفت.

Italian designers unveiled their latest look.

طراحان ایتالیایی آخرین ظاهر خود را معرفی کردند.

the memorial was unveiled in the presence of 24 veterans.

تیزبینان در حضور 24 سرباز مزین به یادبود رونق شد.

There is no naïve unveiling of radiant modernism or a salvific future.

هیچ‌گونه آشکارسازی ساده‌انگارانه از مدرنیسم درخشان یا آینده‌ای نجات‌بخش وجود ندارد.

he has just unveiled his design for the new museum.

او به تازگی طرح خود را برای موزه جدید رونق داده است.

the Home Secretary has unveiled plans to crack down on crime.

وزیر کشور طرح هایی را برای مقابله با جرم و جنایت رونق داده است.

Certes didst thou me unveil meekly life pristine.

Certes didst thou me unveil meekly life pristine.

The memorial to those who had died in the war unveiled in 1948.

یادبود کسانی که در جنگ جان باخته بودند در سال 1948 رونق شد.

At year 2007, VIGA Digital Hotel-North Square Branch will unveil its mysterious yashmak.

در سال 2007، شعبه هتل دیجیتال ویگا، میدان شمال، یاشماق مرموز خود را رونق خواهد داد.

At the autumn of the same year, VIGA Digital Hotel-North Square Branch will unveil its mysterious yashmak.

در پاییز همان سال، شعبه هتل دیجیتال ویگا، میدان شمال، یاشماق مرموز خود را رونق خواهد داد.

It followed DuPont’s Cromalin MX6, launched in 1995, and the AX4, unveiled in 1996.

این پس از Cromalin MX6 شرکت DuPont بود که در سال 1995 راه اندازی شد و AX4 که در سال 1996 رونق یافت.

No sooner could I wait to unveil the royal coupling in solid bar form, a deep milk chocolate with bits and pieces of applewood smoked bacon and just a sprinkling of Alder salt.

نمی‌توانستم منتظر بمانم تا پیوند سلطنتی را در قالب یک شکلت جامد آشکار کنم، شکلاتی شیری عمیق با تکه‌های بخار سیب و فقط مقدار کمی نمک آلدِر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید