unvoted

[ایالات متحده]/ˌʌnˈvəʊtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnˈvoʊtɪd/

ترجمه

v. نیروی انتخاب نشده؛ رأی نداده
adj. ناکارش شده یا نماینده گی نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unvoted shares

سهام نامشروع

unvoted stock

سهام نامشروع

unvoted candidates

候選‌های نامشروع

unvoted measures

اقدامات نامشروع

unvoted proposals

پیشنهادات نامشروع

unvoted bill

طرح نامشروع

unvoted amendments

تغییرات نامشروع

unvoted resolutions

تصمیمات نامشروع

unvoted securities

املاک نامشروع

جملات نمونه

many shareholders held unvoted shares that carried no voting rights in the corporate election.

بسیاری از سهامداران سهام غیرمُتَوَجَّه داشتند که در انتخابات شرکت حق رای نداشتند.

employees received unvoted stock options as part of their annual compensation package.

کارکنان گزینه‌های سهام غیرمُتَوَجَّه را به عنوان بخشی از بسته‌ی جبری سالیانه خود دریافت کردند.

the unvoted ballots were discarded because they arrived after the deadline.

آرا غیرمُتَوَجَّه به دلیل رسیدن پس از مهلت لغو شدند.

corporate bylaws specified that preferred shares would remain unvoted during the annual meeting.

قوانین داخلی شرکت مشخص کرد که سهام ترجیحی در جلسه‌ی سالانه غیرمُتَوَجَّه خواهند ماند.

the unvoted proxy forms lacked required notarization and could not be accepted.

فرم‌های وکیلی غیرمُتَوَجَّه امضا شده نبودند و قابل قبول نبودند.

investors often choose unvoted shares when they prioritize dividend income over corporate control.

سرمایه‌گذاران اغلب سهام غیرمُتَوَجَّه را انتخاب می‌کنند وقتی که درآمد سود سهام را بر کنترل شرکت ترجیح می‌دهند.

the corporate charter authorized two classes of stock, including one class of unvoted common shares.

چکیده‌ی شرکت دو دسته‌ی سهام را مجاز دانست، از جمله یک دسته‌ی سهام اصلی غیرمُتَوَجَّه.

union members cast unvoted ballots in the preliminary strike authorization vote.

اعضای اتحادیه در رأی‌گیری اولیه‌ی مجوز احتجاب از رأی‌های غیرمُتَوَجَّه استفاده کردند.

the unvoted shares accounted for nearly forty percent of the company's total outstanding equity.

سهام غیرمُتَوَجَّه تقریباً چهل درصد از کل سرمایه‌ی شرکت را تشکیل می‌دادند.

several institutional investors left their holdings effectively unvoted during the crucial merger decision.

چند نهاد سرمایه‌گذار در تصمیم‌گیری حیاتی ادغام، دارایی‌های خود را در واقع غیرمُتَوَجَّه گذاشتند.

the mutual fund portfolio contained millions of unvoted shares across multiple corporations.

پرتفولیو صندوق مشترک میلیون‌ها سهم غیرمُتَوَجَّه در چندین شرکت را شامل می‌شد.

corporate governance policies sometimes restrict how unvoted shares can influence executive compensation decisions.

سیاست‌های حکمرانی شرکت گاهی اوقات نحوه‌ی تأثیر سهام غیرمُتَوَجَّه بر تصمیمات مربوط به پرداخت حقوق اجرایی را محدود می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید