unwearable

[ایالات متحده]/ʌnˈwɛərəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈwɛrəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مناسب برای پوشیدن، کهنه، نامناسب

عبارات و ترکیب‌ها

unwearable shoes

کفش‌های قابل پوشیدن نیستند

unwearable fabric

پارچه‌ای که قابل پوشیدن نیست

unwearable clothing

لباسی که قابل پوشیدن نیست

unwearable items

اشیائی که قابل پوشیدن نیستند

unwearable designs

طراحی‌هایی که قابل پوشیدن نیستند

unwearable accessories

لوازم جانبی که قابل پوشیدن نیستند

unwearable garments

لباس‌هایی که قابل پوشیدن نیستند

unwearable outfits

لباس‌هایی که قابل پوشیدن نیستند

unwearable styles

سبک‌هایی که قابل پوشیدن نیستند

unwearable trends

روندهایی که قابل پوشیدن نیستند

جملات نمونه

these shoes are completely unwearable after the rain.

این کفش‌ها پس از باران کاملاً غیرقابل پوشیدن هستند.

the fabric is so rough that it feels unwearable.

پارچه آنقدر زبر است که پوشیدن آن غیرممکن به نظر می‌رسد.

he decided to donate the unwearable clothes to charity.

او تصمیم گرفت لباس‌های غیرقابل پوشیدن را به خیریه اهدا کند.

after the accident, the jacket became unwearable.

پس از حادثه، ژاکت غیرقابل پوشیدن شد.

her dress was so tight that it was practically unwearable.

لباس او آنقدر تنگ بود که تقریباً غیرقابل پوشیدن بود.

the shoes were on sale, but they were unwearable.

کفش‌ها با تخفیف به فروش می‌رسیدند، اما غیرقابل پوشیدن بودند.

he threw away the unwearable socks.

او جوراب‌های غیرقابل پوشیدن را دور انداخت.

the costume was beautiful but ultimately unwearable.

لباس بسیار زیبا بود اما در نهایت غیرقابل پوشیدن بود.

she complained that the new shoes were unwearable.

او شکایت کرد که کفش‌های جدید غیرقابل پوشیدن هستند.

after several washes, the shirt became unwearable.

پس از چند بار شستشو، پیراهن غیرقابل پوشیدن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید