unwebbed

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌwɛbd]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌwɛbd]/

ترجمه

adj. بدون یک پارچه؛ بدون پارچه‌هایی؛ بدون ساختار یا طراحی پارچه‌ای.

عبارات و ترکیب‌ها

unwebbed fingers

انگشتان بدون پوسته

an unwebbed hand

یک دست بدون پوسته

unwebbed toes

اینگشتان پا بدون پوسته

being unwebbed

بودن بدون پوسته

unwebbed and bare

بدون پوسته و نامرئی

completely unwebbed

کاملاً بدون پوسته

unwebbed condition

حالت بدون پوسته

showed unwebbed

بدون پوسته نشان داد

naturally unwebbed

به طور طبیعی بدون پوسته

find unwebbed

بدون پوسته پیدا کن

جملات نمونه

the unwebbed fingers gripped the rope tightly.

پايان نامحدود به طور محکمی به طناب گرفت.

she preferred unwebbed gloves for delicate work.

او به دلیل کارهای ظریف، دستکش‌های بدون پارچه را ترجیح می‌داد.

the unwebbed design allowed for better ventilation.

طرح بدون پارچه به تهویه بهتر اجازه می‌داد.

he wore unwebbed work boots for added comfort.

او برای راحتی بیشتر، کفش‌های کاری بدون پارچه پوشید.

the unwebbed palm provided a secure grip.

پشت دست بدون پارچه گرفتی ایمنی را فراهم می‌کرد.

the unwebbed leather felt smooth against his skin.

چرم بدون پارچه روی پوست او لطیف به نظر می‌رسید.

they manufactured unwebbed mittens for children.

آنها دستکش‌های بدون پارچه را برای کودکان تولید کردند.

the unwebbed construction was simpler to repair.

ساختار بدون پارچه ساده‌تری برای تعمیر بود.

she liked the feel of the unwebbed material.

او احساس ماده بدون پارچه را دوست داشت.

the unwebbed pattern was a unique feature.

الگوی بدون پارچه یک ویژگی منحصر به فرد بود.

he chose unwebbed gloves for better dexterity.

او دستکش‌های بدون پارچه را برای دexterity بهتر انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید